معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٣٦ - فضيلت نيكى به والدين
كسى نباشد كه آنها را تعليم كند،و اگر در آن شهر كسى باشد،مسافرت جايز نيست. [١]
و آنچه را كه فرمودهاند مطابق آن است كه از آيات و اخبار مستفاد مىشود.پس بايد سعى نمود كه فعلى كه مخالف خواهش ايشان باشد از آدمى سرنزند.
مروى است كه:«مردى از يمن به خدمت برگزيده ذو المنن آمد،كه در خدمت آن حضرت جهاد كند.حضرت فرمود كه:برگرد و اذن از پدر و مادر خود طلب كن،كه اگر اذن دادن جهاد كن و الاّ با ايشان نيكوئى كن تا توانى،به درستى كه اين بهتر است،از همه چيزهائى كه خدا به آن امر فرموده است،بعد از توحيد». [٢]
و ديگرى به جهت جهاد به خدمت آن سرور عباد آمد،حضرت فرمود:«آيا مادر دارى؟عرض كرد:بلى.فرمود:برو ملازم او باش،به درستى كه بهشت در زير قدم اوست». [٣]
و ظاهر از اخبار و آثار،و مستفاد از تجربيّات،آن است كه:همچنان كه تحصيل رضاى والدين،اعظم وسايل نجات آخرت است،همچنين وسيلهاى از براى طول عمر، و جمعيت احوال،و انتظام امر معاش در دنيا نيز بهتر از احسان به ايشان نيست.
و بدان كه:حكم هر يك از والدين مثل حكم هر دو است و فرقى ندارند.بلى،تأكيد در مراعات جانب مادر بيشتر،و آنچه از اخبار مستفاد مىشود حق او افزونتر است.و هر گاه پدر يا مادر،امر به ترك واجبى يا فعل حرامى كنند،هر چند اطاعت ايشان واجب نيست،اما تا تواند به ايشان مدارا كند،و به رفق و التماس،رأى ايشان را منحرف سازد.
و اگر ممكن نشود،تا تواند به نوعى كند كه بىاطلاع ايشان حق را به جا آورد.و هر گاه كسى را پدر و مادر،هر دو باشد،و مخالفت ميان ايشان در امرى واقع شود،كه فرزند هرگاه كه خواهد يكى را راضى كند ديگرى شكسته خاطر گردد،بايد سعى كند در اتفاق ايشان،و اصلاح ميان ايشان به هر طريقى كه ممكن باشد،اگر چه بايد واسطه برانگيزد،يا به مجتهد عرض كند كه ايشان را بطلبد و موعظه و نصيحت كند.
و مخفى نماند كه:حق برادر بزرگتر بر كوچكتر نيز عظيم،و بر اهل ايمان ملاحظه آن لازم،و اطاعت او را مهما امكن از دست ندادن اولى است.
حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«حق برادر بزرگ بر كوچك مثل حق پدر است بر فرزند». [٤]
[١] جامع السعادات،ج ٢،ص ٢٦٦.
[٢] محجة البيضاء،ج ٣،ص ٤٣٧.
[٣] محجة البيضاء ج ٣،ص ٤٣٧.
[٤] كنز العمال،ج ١٦،ص ٤٦٦،خ ٤٥٤٧٣.