معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢١٤ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
و ليكن تا مادامى كه مشرف بر مرگ نشدهاند بايد چنين باشند،اما در وقت مردن، اصلح به حال هر كسى آن است كه:صفت رجاء در آن وقت بر او غالب باشد،زيرا كه:
خوف،تازيانه عمل است،و در آن هنگام،وقت عمل سر آمده است.و زمان طاعت گذشته است.و يمكن كه خوف در آن وقت باعث كمى دوستى خدا شود.
و بايد هر كسى با دوستى خدا از دنيا برود تا شوق لقاى او را داشته باشد.و كسى كه خدا را دوست داشته باشد و شايق لقاى او باشد شاد و فرحناك از دنيا مىرود،زيرا كه:
شادى بالاتر است از اينكه:كسى به نزد محبوب خود رود و او را ملاقات كند.همچنان كه هيچ المى بدتر از اين نيست كه:كسى از محبوب خود مفارقت كند.
پس مسكين و بيچاره كسى كه در آن وقت،دوستى فرزند و عيال و جاه و مال بر دل او غالب باشد و همه محبوبهاى او در دنيا بوده باشد و دنيا بهشت او باشد،زيرا كه بهشت جائى است كه همه آنچه را آدمى دوست دارد در آنجا باشد.
پس با مرگ از بهشت بيرون مىرود.و اين اول المى است كه در وقت مرگ به اهل دنيا مىرسد،علاوه بر آنچه بعد از مرگ به او خواهد رسيد.و كسى كه دوستى به دنيا نداشته باشد و علاقه به آنچه در آنجاست از براى او نباشد،دنيا از براى او حكم قفس و زندان را خواهد داشت.و مرگ او رهائى از زندان خواهد بود.و اين اول بهجتى است كه به او مىرسد،علاوه بر چيزهائى كه از براى او آماده است.
فصل:طريقه تحصيل رجاء
چون فضيلت صفت رجاء را دانستى و موقع آن را شناختى،بدان كه كسى كه محتاج به اين صفت باشد طريقه تحصيل آن،اين است كه:ابتدا در آنچه گفتيم از اسباب اميدوارى تأمل كند،و آنها را بر دل خود نقش كند و تكرار كند،و پيوسته متذكر آنها بوده باشد.
سپس ملاحظه نمايد نعمتهاى فراوان و كرامتهاى بىپايانى را كه در دنيا به بندگان خود نموده،حتى اينكه هر چيزى كه از براى ايشان ضرورى است آماده كرده،اگرچه چيزى باشد كه گاهى نادرا به آن احتياج شود در امور دنياى ايشان.
پس هرگاه عنايت الهيه در خصوص تهيه اسباب دنيويه و آفريدن آنچه وجود آن ضرورى يا بهتر است،كوتاهى نكرده باشد در خانه دنيا،كه حقيقة منزل بلا و محنت است نه خانه سرور و راحت.و راضى نشده باشد كه در آنجا محتاج به چيزى باشند كه نباشد،بلكه آنچه مصرف زينت و جمال ايشان مىشود نيز خلق كرده باشد.چگونه خود را راضى خواهد كرد كه در خانه آخرت كه محل فيض و نعمت،و خانه احسان و