معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٣ - فايده علم اخلاق و برترى آن بر ساير علوم
به اين جهت است كه سيد رسل-صلى الله عليه و آله و سلم-فرموده:«انى وزنت بامّتى فرجحت بهم».يعنى:«مرا با تمام امت موازنه نمودند من بر همه راجح آمدم». [١]
و اين،خود ظاهر و روشن است كه:اين تفاوت و اختلاف در ميان افراد اين نوع،نه از جهت جسميّت و لواحق آن است،زيرا كه همه در اين شريك هستند،بلكه به جهت اختلاف در اخلاق و صفات است،و اين علم باعث رسيدن به اعلا مراتب آن است.و كدام علم،اشرف از علمى است كه پست ترين موجودات را به اشرف كاينات مىرساند؟و به اين جهت،حكماى سلف نام علم را به غير از«علم اخلاق»حقيقتا اطلاق نمىكردند،و به اين سبب آن را«اكسير اعظم»مىناميدند،و آن را اول تعليم خود قرار داده بودند،و اول به شاگردان خود اين علم را مىآموختند.و تحصيل ساير علوم را از براى كسى كه تهذيب اخلاق نكرده بىثمر مىدانستند.
آرى،همچنان كه بدنى كه مواد فاسده و«اخلاط رديه»[١]در آن مجتمعاند،از كثرت غذا بجز فساد اخلاط و زيادتى مرض حاصل نبيند،همچنين نفسى كه مجتمع اخلاق ذميمه و صفات رذيله باشد،از تحصيل علوم بجز شرّ و فساد ثمرى نبيند.
و از اين روست كه:بيشتر كسانى كه ملبّس به لباس علماء گشتهاند،و خود را از زمره اهل علم مىشمرند،به مراتب حال ايشان از عوام بدتر،و دل ايشان سياهتر است.ماه و سال در جمع مال،خواه حرام و خواه حلال،و روز و شب در تحصيل جاه و منصب، و اين را ترويج دين و مذهب مىدانند.با امثال و اقران در مراء و جدال،تا اظهار فضيلت خود بر جمعى از عوام كنند،پاى اعتقاد ايشان سست،و اصول عقايدشان نادرست،رسوم شرع و ملت را دور انداخته،و بدعتى چند از براى خود ساخته و پرداخته،و آن را مقتضاى حكمت ناميده غافلاند از اينكه:حكمت،حقيقة همان است كه در شريعت نبويّه مقرر فرموده.و ندانستهاند كه:علم بدون عمل گمراهى و ضلال،و تعلّم بدون طاعت،خسران و وبال است.
همانا قول پيغمبر-صلى الله عليه و آله و سلم-را نشنيدهاند كه:«البلاهة ادنى إلى الخلاص من فطانة بتراء».يعنى:«ابلهى و نادانى به نجات نزديكتر است از زيركى ناقص و ناتمام».
و گويا به گوش ايشان نرسيده كه حضرت رسول-صلى الله عليه و آله و سلم-فرموده:
«قصم ظهرى رجلان:عالم متهتّك و جاهل متنسّك».يعنى«دو نفر پشت مرا شكستند:
[١] مسند احمد بن حنبل،ج ٢،ص ٧٦.