معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٧٩ - فقر و اقسام آن
و اين اقسام كه مذكور شد بعضى از آنها مذموم و از صفات رذيلهاند و بعضى ديگر چنين نيستند.بلى غالب آن است كه:از براى غير صاحبان نفوس قدسيّه قويّه مطلقا از خطر و آفت سالم نباشد.و از اين جهت است كه حق-سبحانه و تعالى-مىفرمايد:
«إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَيَطْغىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنىٰ » يعنى:«به درستى كه انسان چون خود را غنى و بىنياز ديد،سركشى و طغيان مىكند». [١]
و حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-به بلال فرمود كه:«ملاقات كن خدا را در حالتى كه فقير باشى.و ملاقات مكن او را در حالتى كه غنى باشى». [٢]
و فرمود كه:«فقراى امت من،پانصد سال پيش از اغنياى ايشان داخل بهشت خواهند شد». [٣]
و فرمود:«مطلع شدم بر اهل بهشت،اكثر ايشان را ديدم از فقرا بودند.و مطلع شدم بر دوزخ،اكثر اهل آن را اغنيا يافتم». [٤]
و مروى است كه:«هيچ روزى نيست مگر اينكه ملكى در زير عرش ندا مىكند كه:
اى فرزند آدم!چيز كمى كه تو را كفايت كند بهتر است از چيز بسيارى كه تو را سركش و طاغى كند». [٥]
فصل:فقر و اقسام آن
بدان كه ضد غنا،فقر است.و آن بر دو قسم است:
اول:فقر حقيقى،و آن عبارت است از:احتياج،«كائنا ما كان». [٦]و اين فقر از براى هر موجودى غير از واجب الوجود ثابت است.و مقابل آن،غناى مطلق است،كه مخصوص ذات احديّت است.و به اين فقر و غنا در كتاب خدا اشاره شده است كه:
«أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ إِلَى اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِيُّ ...» .[١] دوم:فقر اضافى،و آن عبارت است از:احتياج به بعض از ضروريات.و اين فقرى است كه در اينجا مذكور مىشود.
[١] علق،(سورۀ ٩٦)،آيه ٧-٦.
[٢] اتحاف السادة المتقين،ج ٩،ص ٥٤ و ٢٧٣.و الدر المنثور،ج ٣،٢٣٤.
[٣] كنز العمال،ج ٦،ص ٤٧٧،ح ١٦٦٢٥،(با اندك تفاوتى).
[٤] مسند احمد بن حنبل،ج ٢،ص ١٧٣.
[٥] جامع السعادات،ج ٢،ص ٧٧.
[٦] به هر نحوى كه باشد،به هر طور كه باشد.