معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٨٩ - فوايد دنيوى عدالت
عرض كرد:منّت خداى را كه امور ملك و سلطنت منتظم است.و خزائن«موفور» [١]،و ممالك معمور،سبب گرفتگى خاطر مبارك چيست؟ فرمود:هر چه به نظر تأمّل مىنگرم اين عمر كوتاه و عرصه محقّر دنيا را قابل آن نمىبينم كه:سوار شوم و به تسخير آن توجه نمايم.و مرا شرم مىآيد كه سر همّت به اين سراچه فانى فرود آورم.
ارسطو گفت:در اين چه شك كه اين محقّر كالا،نه در خور همّت والا است،سزاوار آن است كه:وسعت ممالك عالم باقى را هم ضميمه«ممالك محروسه» [٢] گردانيد.و سلطنت بىزوال آن جهانى را نيز«وجهت»همّت فرماييد.و چنانكه به ضرب تيغ جهانگشا،ملك دنيا را به قبضۀ اقتدار در مىآورى،به بركت عدل عالم آرا،دار الملك جهانبقا را نيز مسخّر گردانى.
خلاصه اينكه فوايد بسيار اخرويّه و مثوبات جزيله صفت خجسته عدل و دادخواهى بالاترين فوايد و از«فواضل» [٣] باقيات صالحات است.
گر عدل كردى در اين ملك و مال
به مال و به ملكى رسى بىزوال
خدا مهربان است و بس دادگر
ببخشا و بخشايش حق نگر
فوايد دنيوى عدالت
و اما فوايد دنيويّه عدالت از آن بيشتر كه به دستيارى خامه،شرح آن توان داد.و در دفتر و نامه بيان آن را توان نمود.و چند فايده آن قلمزد خامۀ دو زبان مىگردد.
اول آنكه:به عقل و نقل و تجربه و عيان ظاهر و روشن است كه:اين شيوه پسنديده مايه تحصيل دوستى نزديك و دور،و باعث رسوخ محبّت پادشاه و فرمانفر ما در دلهاى سپاهى و رعيّت است.
شهر و سپه را چو شوى نيكخواه
نيك تو خواهد همه شهر و سپاه
دوّم آنكه:به اين صفت خجسته نام نيك پادشاه در اطراف و اكناف عالم مشهور،و تا صفحه قيامت به بلند نامى مذكور مىگردد.و هر لحظه دعاى خيرى عايد روح بزرگوارش مىشود.نمىبينى كه زياده از هزار سال است كه«انوشيروان»[١] عادل در بستر
[١] فراوان.
[٢] مملكتهاى نگهبانى شده.
[٣] پسنديدهها.