معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٩٠ - شرايط توبه از نظر حضرت على(ع)
بر تقصيرات خود در بندگى و طاعت خدا گريان و متأسّف باشد.و خود را از شهوتهاى نفسانيّه محافظت نمايد.و استغاثه به خدا نمايد كه او را اعانت فرمايد بر وفاى به توبه.و محافظت كند او را از عود به گناه.و رياضت دهد نفس خود را به عبادت و مجاهده.و واجباتى كه از او فوت شده قضا نمايد.و ستمى كه بر كسى كرده تدارك آن كند.و آنچه از حقوق مردمان در ذمّه او باشد أدا كند.و از همصحبتان بد،اجتناب نمايد.و شبها را به بيدارى به صبح رساند.و روزها را به تشنگى روزه به شب آورد.و هميشه در عاقبت كار خود تفكّر نمايد.و از خدا استعانت جويد كه در حالت وسعت و شادى و زمان سختى و بدحالى،او را بر جادّه شريعت،مستقيم و ثابت بدارد.و در بلاها و مصيبتها صبر كند تا از درجه توبه كنندگان ساقط نشود.و چون چنين كند از گناهان خود پاك،و عمل او زياد،و درجات او بلند مىگردد». [١]
و از جمله شرايط كمال توبه آن است كه:سعى نمايد كه آثار كدورت و ظلمت كه از گناهان بر دل او مجتمع شود به نور طاعت محو كند،زيرا هر شهوت و معصيتى كه از انسان صادر مىشود از آن ظلمت و تيرگى بر دل مىنشيند،همچنان كه از نفس،تيرگى بر آئينه مىنشيند.و چون بسيار شد،دل زنگ مىگيرد.و اگر زنگ بسيار بر روى هم جمع شود دل او را فاسد مىكند و ديگر قابل اصلاح و صفا نمىشود.پس كسى كه توبه مىكند بايد آثار گناهان گذشته را از دل خود محو كند.و محو آنها به طاعات و عبادات مىشود،زيرا همچنان كه به سبب معصيت،ظلمت و كدورت به سراچه دل مىرسد همچنين از عبادت،نورى در آن دل حاصل مىشود و به واسطه آن نور،ظلمت معاصى زدوده مىگردد.
همچنان كه حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«در عقب هر گناهى عبادت كن تا آن را محو كند». [٢]
پس بايد توبه كار،خود را بر طاعاتى كه ضدّ آن معاصى است كه كرده بدارد تا اثر معصيت را بزدايد،زيرا دفع هر مرضى به ضدّ آن مىشود.پس اگر در مجامع لهو و لعب،غنا شنيده باشد كفّارۀ آن را به شنيدن قرآن و مواعظ و احاديث و نشستن در مساجد و امثال آن كند.و كفّارۀ شرب خمر را به رياضت نفس و تشنگى نمايد.و كفّاره خوردن چيز حرام را بعد از تصدّق قيمت آن،روزه داشتن و كمخوردن كند.و همچنين هر چيزى را به مناسب آن معالجه كند تا اثر آن گناه محو شود.و اگر چه دفع آن به عبادت ديگر غير مناسب هم ممكن است ليكن معالجه مناسب،زودتر اثر مىكند.
[١] بحار الأنوار،ج ٦،ص ٣١،ح ٣٨.
[٢] محجة البيضاء،ج ٧،ص ١٩.