معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٠ - مقام اوّل عدالت
هر مظهرى كه ظهور كند مطلوب،و به هر صورتى كه خود را جلوه دهد محبوب است، و به هر لباسى كه خود را بيارايد نفس به آن عاشق است،و از هر روزنى كه سر برآورد روح به آن گرفتار است.
فانّى احبّ الحسن حيث وجدته
و للحسن في وجه الملاح مواقع
١
آرى!وحدت اگر چه عرضيّه باشد،اما بادى است كه بوى پيراهن آشنائى با اوست، خاكى كه نقش كف پاى در اوست.از كلام والد ماجد حقير است در اين مقام كه فرمودهاند:«فى هذا المقام تفوح نفحات القدسية تهتز بها نفوس اهل الجذبة و الشوق، و يتعطر منها مشام اصحاب التأله و الذوق،فتعرّض لها ان كنت اهلا لذلك».يعنى:«در اين مقام«نفحات» [٢]قدسيه مىوزد،كه نفوس اهل شوق را به حركت و اهتزار مىآورد،و مشام اصحاب ذوق را معطر مىسازد،پس در ياب آن را اگر تورا قابليت آن هست و استعداد آن دارى». [٣]
مجملش گفتم نكردم زان بيان
ورنه هم لبها بسوزد هم زبان
و چون شرافت عدالت را دانستى،و يافتى كه كار آن تسويه كردن در امور مختلفه است،و شغل آن برگردانيدن از طرف افراط و تفريط است به حد وسط و ميانه روى، بدان كه:عدالت يا در اخلاق و افعال است،يا در عطاها و قسمت اموال،يا در معاملات ميان مردمان،يا در حكمرانى و سياست ايشان.و در هر يك از اينها عادل كسى است كه:
ميل به يك طرف روا ندارد،و افراط و تفريط نكند.بلكه سعى در مساوات نمايد و هر امرى را در حد وسط قرار دهد.و شكى نيست كه:اين موقوف است بر شناختن وسط در اين امور،و دانستن طرف افراط و تفريط.و علم به آن در همه امور در نهايت اشكال است،و كار هر كسى نيست.بلكه موقوف است به ميزانى عدل كه به واسطه آن زياده و نقصان شناخته شود.همچنان كه شناختن مقدار هر وزنى بىزياده و نقصان محتاج به ترازوئى است كه به آن وزن نمايند،و ميزان عدل در دانستن وسط هر امرى نيست مگر شريعت حقه الهيه،و«طريقه سنيه»نبويّه كه از سر چشمه«وحدت حقيقيه»صادر شده.
پس آن ميزان عدل است در جميع چيزها،و متكفل بيان جميع مراتب حكمت عمليه است.پس عادل واقعى واجب است كه حكيمى باشد دانا به قواعد شريعت الهيه و عالم به«نواميس»نبويّه.
[١] به درستى دوست مىدارم زيبايى را در هر كجا بيابم.و براى زيبايى در صورت زيبا و نمكى جايگاهايى است.
[٢] نسيمها.
[٣] جامع السعادات،ج ١،ص ٧٨.