معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٢٥ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
هر چه رسد قانع باشد.و او را از خود آرايى و زينت كردن و در بند لباس بودن منع نمائى.و اين را در نظر او قبيح سازى،و به او وانمائى كه زينت و خود آرايى طريقه زنان است و مردان از آن عار دارند.و از همنشينى طفلانى كه بر ناز و نعمت و لباس و زينت پرورش يافتهاند او را محافظت كنى.و او را به لباس پست و درشت معتاد سازى.و طريقه نشستن و برخاستن و راه رفتن و خوابيدن را به او تعليم كنى.و ياد دهى او را كه در نشستن و برخاستن و ايستادن،پشت به ديگرى نكند.و در حضور مردمان آب دهان نيفكند.و انگشت به بينى نكند.و آب بينى نيفكند،و اگر ضرور شود پنهان،بينى را پاك كند.و در برابر مردم خميازه نكشد.و پا بر روى پا نيفكند.و دست بر زير «زنخدان»ننهد.و به هر طرف ننگرد.و سر برهنه نسازد.و اطاعت بزرگتر را كند،و تعظيم ايشان را به جاى آورد،و در حضور ايشان بازى نكند.و او را منع كنى از پرگوئى و دروغ و قسم خوردن-اگر چه راست باشد-و فحش و دشنام و لغو و غيبت و بسيار خنديدن و استهزاء كردن و زياد مزاح كردن و تيز به مردم نگريستن و ابتدا به سخن كردن.
و عادت ده او را به درستگوئى و با فكر سخن گفتن.و گوش دادن به كسى كه با او تكلم مىكند.و برخاستن در پيش پاى بزرگتر از خود.و به دو زانو نشستن و جاى دادن و وقار و سكينه و خوددارى در جميع حركات به او بياموز.و بايد او را از همنشين بد،نهايت محافظت را كنى،كه اصل ادب همين است.و بترسانى او را از اينكه از اطفال يا مردان چيزى بگيرد.و به او بفهمانى كه بزرگى در عطا و بخشش است،و در گرفتن،خوارى و ذلت است،و دأب سگان است كه در انتظار لقمهاى دم خود را مىجنبانند و تملق و چاپلوسى مىكنند.
و بايد او را به معلمى متدين دانا داد كه او را قرآن بياموزد،و حكايات نيكان را به او بخواند.و از سخنان لغو او را منع كند.و بايد به او تعليم كنى كه چون معلم او را بزند صبر و تحمل كند و متوسل به اين و آن نشود.و به او بگوئى كه اين طريقۀ شجاعان و مردان است،و در آن وقت چون زنان و بندگان فرياد و فغان نكند.و سزاوار آن است كه چون از مكتب فارغ شود او را اذن دهى كه مشغول بازى و تفرّج شود تا دل او نميرد و پژمرده نگردد.
و چون اندكى تميز او بيشتر شد بايد اخلاق نيك به او بياموزى،و او را از رذائل صفات بازدارى.و در نظر او صفات حسنه،را جلوه دهى.چون صبر و شكر و توكل و رضا و شجاعت و سخاوت و صدق و صفا و غير اينها.و صاحبان اين صفات را در نزد