معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٤٨ - اصلاح ميان مردم و فضل و ثواب آن
منقول است كه:«شخصى به ديدن يكى از حكماء رفت و از غيرى سخنى نزد او نقل كرد.حكيم گفت:مرا با برادرم بد كردى.و دل فارغ مرا مشغول فكرى ساختى.و خود را كه نزد من امين بودى محل تهمت گردانيدى».
و بدان كه:بدترين انواع سخن چينى،«سعايت»است.و آن عبارت است از:
سخن چينى نزد كسى كه از او بيم ضرر و اذيّت باشد.مانند سلاطين و امراء و حكام و رؤسا.
از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«كسى كه سعايت مردمان را كند،حلال زاده نيست». [١]
و سلاطين عدالت گستر،و حكام رعيّت پرور،هرگز صاحب اين صفت را در نزد خود راه نمىدهند،و گوش به سخن ايشان نمىكنند،و مىدانند كه ضرر ايشان بر رعايا و فقراء،از ضرر سگ گزنده و گرگ درنده بيشتر است.
صفت دوازدهم:افساد ميان مردم و ذمّ و عقاب آن
و آن اعم از سخن چينى است،زيرا:افساد بدون سخن چينى متحقق مىشود.و اين صفتى است خبيث،و صاحب آن از اهل شقاوت است.و اين صفت،آدمى را به جهنم مىرساند.و دين آدمى را تباه مىكند.و صاحب اين صفت خبيثه،در مقام ضدّيّت با خدا و رسول بر آمده است.چون بسيارى از قواعد شرعيّه،كه خداوند عالم قرار داده، از:حضور جمعه و جماعت و مصافحه و زيارت و آمد و شد و ضيافت و نهى از ظنّ بد و غيبت،همه از براى حصول دوستى و الفت ميان مردمان است.و هيچ چيز در نزد خداوند عالم و پيغمبر او چنين مطلوب نيست،كه ميان بندگان الفت و يگانگى باشد.و اين خبيث ملعون بد نفسى كه فساد مىكند،در مقام خلاف خدا و رسول بر مىآيد.و آنچه از آنها خواستهاند او را ردّ مىكند.و شكى نيست كه:چنين شخصى بدترين ناس، و رذل و خبيثترين ايشان،و مستحق انواع لعن است،« ...أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّٰهِ وَ الْمَلاٰئِكَةِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِينَ ». [٢]
اصلاح ميان مردم و فضل و ثواب آن
و ضدّ اين صفت،كه اصلاح ميان مردمان بوده باشد از معالى صفات و فضايل
[١] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٧٩.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٣٦.
[٢] آل عمران(سورۀ ٣)آيۀ ٨٧.