معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٦٤ - غيرت در دين و ناموس
پنجاه صدّيق به او كرامت فرمايد». [١]
و فرمود كه:«هرگاه نور داخل دل شود سينه گشاده و وسيع مىگردد عرض كردند كه:نشانى از براى اين هست؟فرمود:بلى،پهلو تهى كردن از سراى غرور،و رو آوردن به خانه بهجت و سرور،و مستعد مرگ شدن پيش از رسيدن آن». [٢]
روزى فرمود كه:«از خدا شرم كنيد همچنان كه بايد.عرض كردند كه:ما شرم مىكنيم از خدا.فرمود:پس چرا مىسازيد چيزى را كه در آن مسكن نمىكنيد؟يعنى زايد بر سكناى شما است.و چرا جمع مىكنيد چيزى را كه نمىخوريد». [٣]
جماعتى بر آن حضرت وارد شدند و عرض كردند كه:«ما از اهل ايمانيم.حضرت فرمود علامت ايمان شما چيست؟عرض نمودند كه:چون بلائى به ما رو داد صبر مىكنيم.و چون نعمتى به ما رسيد شكر مىنمائيم.و راضى هستيم به قضاى الهى.و دشمنان خود را به مصيبتى كه به ايشان رسد شماتت نمىكنيم.حضرت فرمود:هرگاه چنين هستيد پس جمع مكنيد چيزى را كه نمىخوريد.و بنا نكنيد آنچه را كه در آن ساكن نمىشويد.و بر چيزى كه عاقبت بايد گذاشت و رفت دل مبنديد.و رشك و حسد بر يكديگر مبريد». [٤]
مروى است كه:«روزى بعضى از زنان آن حضرت از بسيارى گرسنگى كه از آن حضرت مشاهده نمود به گريه آمد و عرض كرد:يا رسول الله!آيا از خدا نمىطلبى كه تو را طعامى فرستد؟فرمود به آن خدائى كه جان من در قبضه قدرت اوست كه اگر از خداى خود مسئلت كنم كه كوههاى دنيا را طلا كرده و هر جا كه روم با من روانه كند، هر آينه مىكند و ليكن من اختيار كردم گرسنگى دنيا را بر سيرى آن.و فقر دنيا را بر غناى آن.و حزن و اندوه آن را بر فرح و شادمانى آن.به درستى كه دنيا سزاوار محمد و آل محمد-صلّى اللّه عليه و آله-نيست.و خدا از براى پيغمبران أولو العزم راضى نشد مگر صبر بر ناخوشيهاى دنيا،و كناره كردن از لذات آن.پس از براى من راضى نشد مگر اينكه تكليف كرد مرا به آنچه برايشان تكليف كرده و گفت:
«فَاصْبِرْ كَمٰا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ » .يعنى:«صبر كن همچنان كه اولوا العزم از پيغمبران صبر كردند». [٥]
[١] كنز العمال،ج ٣،ص ٢٠٩،خ ٦١٩٥.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ١٢٢.
[٣] محجة البيضاء،ج ٧،ص ٣٥٢.و الترغيب و الترهيب،ج ٤،ص ٢٤١،ح ١٥.كنز العمال،ج ١٥،ص ٨٥٧، خ ٤٣٤٠٩.(با اندك تفاوتى).
[٤] محجّة البيضاء،ج ٧،ص ٣٥٢.و احياء العلوم،ج ٤،ص ١٩٠.
[٥] احقاف،(سورۀ ٤٦)،آيه ٣٥.