معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٨٠ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
حسين چون اشتياق سلطان يعقوب را به كلّيّات جامى شنيده بود جواب داد كه بنده را در راه،مصاحبى بود كه در هر منزل به آن مشغول بودم و به آن جهت ملالت پيرامون خاطرم نمىگذشت.
سلطان از حقيقت،استفسار نمود،جناب امير گفت كه:كلّيّات مولانا جامى كه حضرت سلطان هديه به جهت سركار پادشاه فرستاد چون اندك ملالتى رخ مىنمود به مطالعه آن مشغول بودم.پادشاه از وفور اشتياق فرمود:بگو بروند و كلّيّات را بياورند.
امير حسين كسى را فرستاده آن مجلد را آوردند.چون گشودند معلوم شد كه «فتوحات مكّى»است نه«كلّيّات جامى».و در عرض راه مطلقا مطالعه كلّيّات جامى اتفاق نيفتاده و به اين سبب،امير،منفعل و شرمسار،و از درجه اعتبار افتاد.
بلى:بجز راستى هر چه باشد خطاست.
و از جمله اسباب رسوايى دروغگو،آن است كه:خداى-تعالى-فراموشى را به او مسلّط ساخته و به اين جهت دروغى را كه مىگويد فراموش مىكند و خلاف آن را مىگويد و رسوا مىشود.
حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-فرمود كه:«از جمله چيزهايى كه خداى -تعالى-بر دروغگو گماشته است نسيان است». [١]
و از اين جهت،مشهور شده است كه:دروغگو حافظه ندارد.
و بعد از ملاحظه اينها،در فوايد ضدّ كذب،كه صدق باشد تأمّل كنى و بعد از اين،اگر دشمن خود نباشى در هر سخنى كه مىگويى ابتدا تدبّر و تفكّر كنى تا دروغى در آن نباشد.و از همنشينى فسّاق و دروغگويان،اجتناب كنى تا راستگوئى ملكه تو گردد.
فصل:صدق و راستگويى
ضدّ دروغگويى،صدق است،كه راستگويى است.و آن اشرف صفات نفسانيّه و رئيس اخلاق ملكيّه است.
خداوندگار عالم مىفرمايد:« اِتَّقُوا اللّٰهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّٰادِقِينَ ».يعنى:«بپرهيزيد از خدا و با راستگويان بوده باشيد». [٢]
و از حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«شش خصلت از براى من قبول كنيد تا من بهشت را از براى شما متقبّل شوم:هرگاه يكى از شما خبرى دهد دروغ نگويد.و چون وعده نمايد تخلّف نورزد.و چنانچه امانت قبول نمايد خيانت نكند.و
[١] كافى،ج ٢،ص ٣٤١،ح ١٥.
[٢] توبه،(سورۀ ٩)،آيۀ ١١٩.