معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٧٣ - آداب باطنيّه قرائت قرآن
نمىشايد كه به حول معانى آن بگردند.
و بالجمله بايد در آن وقت،متذكّر تعظيم كلام و متكلّم باشد.و اگر به جهت غفلت دل،در آن وقت،تعظيم متكلّم را مستحضر نباشد ساعتى قبل از تلاوت،تفكّر در صفات و افعال الهى نمايد و مستحضر گردد كه:اين كلام كسى است كه به مجرّد ارادۀ مقدّسه و محض مشيّت كامله،جميع آنچه مىبيند و مىشنود از عرش و كرسى و آسمان و زمين و آنچه در ميان آنها و در زير و بالاى آنهاست به وجود آمده و خالق و رزّاق كلّ اوست.و همۀ موجودات،و كافّۀ مخلوقات از ثرى تا به ثريّا در قبضۀ قدرت او مسخّر و اسيرند.برخى غريق فضل و رحمت او و بعضى گرفتار سخط و سطوت او.و جميع اينها را هيچ قدر نيست در نزد آنچه محسوس نيست از عوالم مجرّدات.و چون در امثال اينها تفكّر كند قلب او مستغرق[مستشعر]عظمت الهى مىگردد.
و يكى از اكابر دين،چون قرآن را از براى تلاوت گشودى گفتى:«هذا كلام ربّى هذا كلام ربّى».يعنى:اين كلام پروردگار من است.اين كلام پروردگار من است،و بيهوش گشتى.
سوّم:با حزن و رقّت قلب تلاوت نمايد.
و از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«قارى قرآن،محتاج به سه چيز است:دلى خاشع،و بدنى فارغ،و مكانى خلوت،زيرا هرگاه دل او خاشع باشد شيطان از او مىگريزد.و چون بدن او از مشاغل فارغ باشد دل او متوجّه قرآن خواندن مىشود و عارضهاى عارضش نمىشود كه او را از نور قرآن و فوايد آن محروم سازد.و چون در مكان خلوتى باشد و از خلق كناره گرفته باشد،باطن او با خدا انس مىگيرد و حلاوت خطابهاى الهى را كه با بندگان صالحين خود كرده مىيابد،و لطف او را به ايشان مىداند.و چون از اين مشرب جامى نوشيد هيچ حالى را بر اين اختيار نمىكند.و هيچ وقتى را از اين خوشتر نمىدارد،زيرا در آن وقت بىواسطه در مناجات با پروردگار است». [١]
چهارم:حضور قلب و ترك افكار دنيويّه و وساوس باطله در آن وقت.
پنجم:تدبّر در معانى قرآن.و آن امرى است غير از حضور قلب.
خداى-تعالى-مىفرمايد:« أَ فَلاٰ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلىٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا ».يعنى:«آيا تفكّر و تدبّر در معانى قرآن نمىكنند يا بر دلهاى ايشان قفلها زدهاند؟!». [٢]
و اگر نتواند تدبّر كند مگر اينكه آيه را مكرّر كند سزاوار آن است كه:مكرّر نمايد.
[١] مصباح الشريعة،باب ١٤،ص ١٠٠-٩٧.
[٢] محمّد،(سورۀ ٤٧)،آيۀ ٢٤.