معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٨٤ - اعانت به ظالم و راضى به فعل او شدن
و رسوائى در دودمان او مىماند.و در روزگاران،بدى او را ياد مىكنند،و چه زيانكارى از اين بدتر و بالاتر است.
خرابى و بدنامى آيد ز جور
بزرگان رسند اين سخن را به غور [١]
تفو بر چنان ملك و دولت بود
كه لعنت بر او تا قيامت بود
نماند ستمكار بد روزگار
بماند بر او لعنت پايدار
اعانت به ظالم و راضى به فعل او شدن
و بدان كه ظلم و ستم،مذموم،و فاعل آن در دنيا و آخرت معذّب و ملوم است.و همچنين هر كه اعانت كند ظالمى را در ظلمى كه مىكند،يا راضى به فعل و عمل او باشد،يا سعى در خدمات برآمدن مقاصد او كند،او نيز مثل ظالم است در گناه و عقوبت.
از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«هر كه ظلم كند،و هر كه يارى ظالم كند،و هر كه راضى به ظلم او باشد،هر سه ظالمند و در ظلم شريكاند». [٢]
و فرمود:«هر كه اعانت كند ظالمى را در ظلمى كه مىكند،خدا ظالمى را بر او مسلّط مىسازد كه او را ظلم كند.و او هر چه دعا كند به اجابت نرسد.و بر ظلمى كه بر او مىشود اجرى از براى او نباشد». [٣]
مروى است كه:روزى سيد رسل-صلى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«شرّ الناس المثلث»يعنى:«بدترين مردمان«مثلث»است.عرض كردند كه«مثلث»كيست؟فرمود:
كسى است كه سعايت و بدگوئى كسى را در نزد پادشاه و امراء و حكّام جور كند،كه او سه نفر را هلاك كرده:
اول:خود را به جهت معصيتى كه نموده.
دوم:آن پادشاه،يا امير را به جهت ظلمى كه به آن مظلوم نموده.
سيم:آن مظلوم را در دنيا هلاك كرده،به جهت اذيّتى كه به او رسانيده،و تضييع حق او كرده». [٤]
فرمود:«هر كه همراه ظالمى برود،از براى اعانت و يارى كردن او،و داند كه او ظالم است،آن كس از اسلام بيرون رفته و داخل كفر شده». [٥]
[١] تفكّر و انديشه.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٣١٢،ح ١٦.و كافى،ج ٢،ص ٣٣٣،ح ١٦.
[٣] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٣٧٢،ح ٢١.
[٤] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٣٧٧،ح ٣١.
[٥] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٣٧٧،ح ٣١.