معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٥٥ - طريقه تحصيل رجاء
از زبان سوسن آزادهام آمد به گوش
كاندرين دير كهن حال سبك باران خوشست
حافظا ترك جهان گفتن طريق خوشدليست
تا نپندارى كه احوال جهانداران خوشست
و از اين جهت بود كه بعضى از اصحاب سيد مختار گفت كه:«راضى نيستم روزى هزار مثقال طلا از حلال كسب كنم و در راه خدا صرف كنم،با وجود اينكه از هيچ عبادتى مرا باز ندارد.گفتند كه:چرا؟گفت:مىترسم از آنكه روز قيامت مرا باز دارند و بپرسند كه:از كجا آوردى؟و به چه مصرف رسانيدى؟پس سزاوار مؤمن آن است كه:
خود را به دنيا آلوده نسازد،و به قدر كفاف از دنيا بسازد.و اگر زيادتى به او رسد به جهت خود پيش فرستد.و اگر بعد بماند مفاسد و آفات بسيار دارد». [١]
برگ عيشى به گور خويش فرست
كس نيارد ز پس تو پيش فرست
مروى است كه:«مروى به حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-عرض كرد كه:چرا من شوق به مرگ ندارم؟حضرت فرمود:آيا مالى دارى؟عرض كرد:بلى يا رسول الله.
فرمود:مال خود را پيش روى خويش بفرست،زيرا كه:دل هر كسى همراه مال اوست، اگر پيش فرستاد مىخواهد زود به آن برسد و اگر گذاشت مىخواهد با آن باشد». [٢]
حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-درهمى به دست مبارك گرفتند و فرمودند:«تا تو از دست من بيرون نروى نفعى به جهت من ندارى». [٣]
در بعضى روايات رسيده كه:«اول روزى كه سكه درهم و دينار زده شد شيطان آنها را برداشت و بر روى خود گذاشت و بوسيد و گفت:هر كه شما را دوست دارد بنده بر حق من است». [٤]
و بعضى از بزرگان گفتهاند كه:«دو مصيبت است از براى بنده در مالش در وقت مردن،كه اولين و آخرين مثل آنها را نشنيدهاند:يكى آنكه:همه آنها را از او مىگيرند.
و ديگر آنكه محاسبه همه آن را از او مىخواهند». [٥]
مدح مال
و مخفى نماند كه همچنان كه در آيات و اخبار مذمت بسيار از براى مال رسيده،
[١] جامع السعادات،ج ٢،ص ٤٨.
[٢] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٤٢.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٠١.
[٣] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٤٣.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٠٢.
[٤] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٤٣.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٠٢.
[٥] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٤٣.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٠٢.