معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٥٨ - خلوت و عزلت بهتر است يا مخالطه با مردم؟
و اينكه فرمود:«حذر كنيد از بيشهها و كوهستانها،و با مردم عامّه بنشينيد و در مساجد حاضر شويد». [١]
و همچنين اخبارى كه وارد شده است در مذمّت مهاجرت و دورى از اخوان. [٢]
فوايد مخالطه با مردم
و امّا فوايد مخالطه با مردم مثل:تعليم و تعلّم و كسب مسايل و تحصيل اخلاق حسنه از متّصفين به آنها و استماع مواعظ و نصايح و ادراك ثواب و حضور جمعه و جماعت و تشييع جنايز و عيادت مريض و تحصيل معيشت عيال و زيارت برادران و قضاى حوايج محتاجان و رفع ظلم از مظلومان و شاد كردن دل مؤمنان و نفع رسانيدن به مسلمانان و خلاصى از نظر داشتن به دست مردمان و تحمّل ايذا و اذيّت مردم و رسيدن به ثواب تواضع و فروتنى و امثال اينها.
خلوت و عزلت بهتر است يا مخالطه با مردم؟
و مخفى نماند كه:حكم مطلق به ترجيح يكى از اين دو بر ديگرى خطاست،زيرا كه چگونه مىتوان گفت كه:عزلت و گوشه نشينى بهتر است از براى شخص جاهلى كه هيچ از اصول و فروع خود را ياد نگرفته و از علم اخلاق چيزى به گوش او نخورده،و فرق ميان خوب و بد نكرده،و مىتواند اينها را از مخالطه با علما و نيكان فرا گيرد؟!و چگونه مىتوان گفت كه:آمد و شد با مردم بهتر است از براى كسى كه ضروريّات علم و عمل خود را تحصيل كرده و به مرتبه ابتهاج رسيده و لذّت طاعت مناجات با پروردگار را يافته به جهت قناعت و اندك مايه از احتياج به مردم فارغ شده و بر آمد و شد او با مردم فايده دينيّه مترتّب نگردد.و يا مظنّه مفاسد در آن باشد و از نيّت خود در اعمال و حصول مبطلات عمل مطمئن نباشد؟! پس صحيح آن است كه بگوييم:افضل بودن عزلت و الفت نسبت به اشخاص و احوال و زمان و مكان،تفاوت مىكند.و بايد هر شخصى نگاه به حال خود كند و به همنشين خود و به نيّت خود در عزلت يا در الفت و بر آنچه بر اينها مترتّب مىشود از فوايد و مفاسد.و اينها را با يكديگر موازنه نمايد.و بسا باشد كه:از براى بعضى كناره گيرى از همه مردم و عزلت تامّ،افضل باشد.و از براى بعضى ديگر آمد و شد با
[١] محجة البيضاء،ج ٤،ص ٨.و احياء العلوم،ج ٢،ص ٢٠٠.
[٢] رك:كافى،ج ٢،ص ٣٤٤،باب الهجرة.