معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٨٨ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
خود مناجات مىكردند،و خلاصى از آتش جهنم را مسئلت مىنمودند،به خدا قسم كه با وجود اين حالت،ديدم كه ايشان خائف و ترسناك بودند،گويا صداى آتش جهنم در گوشهاى ايشان بود،و چون نام خدا در پيش ايشان مذكور مىشد مىلرزيدند چنانچه درخت مىلرزد.پس حضرت امام محمد باقر-عليه السّلام-فرمودند كه:ديگر كسى آن حضرت را خندان نديد تا از دنيا مفارقت نمودند». [١]
و نيز از آن حضرت مروى است كه:«مؤمن هميشه ميان دو ترس است:يكى ترس از گناهى كه كرده است و گذشته است و نمىداند كه خدا با او در آن چه خواهد كرد.و يكى ديگر ترس از عمرى كه باقى مانده است و نمىداند كه خود در آن چه خواهد كرد.پس هيچ روزى را صبح نخواهد كرد مگر خائف و ترسان». [٢]
و باز از آن حضرت مروى است كه:«از خدا بترس كه گويا تو او را مىبينى،و اگر تو او را نمىبينى او تورا مىبيند.و اگر چنين مىدانى كه او تو را نمىبيند پس كافرى.و اگر چنين مىدانى كه تو را مىبيند و باز معصيت او را مىكنى پس او در نظر تو از همه بينندگان پستتر است». [٣]زيرا كه اگر ديگرى بر معصيت تو مطلع شود البته از معصيت احتراز مىكنى.
و اخبار در امر به خوف و فضيلت آن بىشمار و ذكر همه آنها باعث«اطناب» [٤]بلكه محتاج به كتاب على حدّهاى است.
و آنچه از اخبار كه در فضيلت علم و تقوى و ورع و گريه و رجاء وارد شده است [٥]دلالت بر فضيلت خوف مىكند،زيرا كه بعضى از آنها سبب خوف و بعضى مسبّب و اثر آناند،و بعضى لازم آن.زيرا كه علم و معرفت،سبب خوف است،و تقوى و ورع و بكاء اثر آن،و رجاء لازم آن،زيرا كه تا كسى اميد به چيزى نداشته باشد خوف از حرمان آن نمىدارد.
و مخفى نماند كه آنچه در فضيلت و مدح خوف مذكور شد در وقتى است كه از حد تجاوز نكند،و اگر از حد شايسته تجاوز نمايد مذموم است.و توضيح اين،آن است كه:خوف از خدا حكم تازيانه دارد كه بندگان را مىراند به سوى مواظبت بر علم و عمل و طاعت و عبادت،تا به واسطه آنها به رتبه قرب الهى فايز،و لذّت محبت و انس
[١] كافى،ج ٢،ص ٢٣٥ و ٢٣٦ ح ٢١ و ٢٢.
[٢] كافى،ج ٢،ص ٧١،ح ١٢.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٦٨،ح ٢.
[٤] طولانى شدن.
[٥] رك:كافى،ج ٢،ص ٦٧-٧١.و بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٣٢٣-٤٠١.