معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٤ - شباهت علم اخلاق به علم طب
را تكميل نموده،تدبير قوائى را كه طبيعت پرورش داده بنمايد،و آنها را به كمال رساند.
پس اگر كوتاهى كند و خود به تكميل صناعى نپردازد به همين حال باقى خواهد بود،و به كمال حقيقى،كه انسان به جهت آن خلق شده نخواهد رسيد،زيرا كه همه كس متصف به جميع صفات جميله،و صاحب نفس قدسيه ايجاد نشده كه در استعداد مردم اختلافى باشد.
و چون دانستى كه:طبيعت،اول قوه شهويه را به ظهور آورد،و بعد از آن غضبيه،و بعد از آن قوه عقل و تميز را،پس در صناعت بايد به اين ترتيب تدبير و تكميل نمود:
ابتدا در تهذيب قوه شهويه سعى نموده و صفت عفت را كه از فضايل اين قوه است اكتساب نمود،و بعد از آن به قوه غضبيه پرداخت و ملكه شجاعت را كه از كمالات اين قوه است تحصيل كرد،و سپس در تكميل قوه عاقله اجتهاد نمود،و فضيلت حكمت را به دست آورد.چنانچه به اين ترتيب آدمى در تحصيل اخلاق حسنه كوشد،به سهولت و آسانى جام سعادت نوشد.
و ثمر اين ترتيب،تسهيل تهذيب اخلاق و آسانى آن است،زيرا شكى نيست كه:
قوه شهويه به انقياد و اطاعت از قوه غضبيه نزديكتر،و گذشتن از قدر زائد از ضروريات غذا و شهوت،از ترك جاه و برترى و رياست و سرورى و نيكى در مقابل بدى و اغماض از انتقام دشمنان قوى بسى آسانتر است.
پس،تسخير قوه شهويه در ابتدا سهل است،و بعد از تسخير آن في الجمله قوتى از براى عاقله حاصل مىشود،و ملكه تسخير از براى او هم مىرسد و اسباب قوه غضبيه اندكى كمتر مىگردد،و تسخير آن نيز به سهولت ميسّر مىشود،و بعد از تسخير اين دو قوه،تحصيل ملكه حكمت،كه از آن دو صعبتر است،به آسانى ممكن مىگردد.و كسى كه اين ترتيب را از دست بدهد اينطور نيست كه تكميل خود و تهذيب اخلاق از براى او ممكن نباشد،و ليكن به دشوارى و صعوبت حاصل مىشود.
پس طالب سعادت ابد،بايد در هيچ حالى دست از طلب ندارد،و از رحمت خداوند متعال نوميد نشود،و كمر طلب در ميان بندد،و دامن همت بر كمر زند،و طلب تأييد و توفيق از پروردگار شفيق مجيد نمايد.
شباهت علم اخلاق به علم طب
و بدان كه:همچنان كه كسى فاقد صفات كمالى است،سعى در تحصيل آن و ازاله ضدش بر او لازم است،همچنين صفت كمالى كه از براى آدمى حاصل است، جهد در محافظت و ابقاء آن واجب است،مانند صحت بدن،چون اگر كسى را مرضى