معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١١٢ - يقين و اقل مراتب آن
كه جزم در آن معتبر است.و مقابل جهل مركب است،چون موافقت با واقع در آن لازم است.و مورد يقين و متعلق آن،يا از لوازم و اجزاى ايمان است مانند:وجود واجب-سبحانه-و صفات كماليه او و مباحث متعلقه به نبوّت و امامت و احوال نشأۀ آخرت.يا آن را مدخليتى در ايمان نيست چون:حقايق امورى كه ايمان بدون آنها تمام و جاهل به آنها از اهل اسلام است.
و چنانكه اشاره شد مطلق علم و يقين خواه در امورى كه متعلقه به دين باشد يا غير دين،شخص نفس انسانى را كمال،و شاهد روح را حسن و جمال است،و وصول به سعادات را باعث و دخول در خيل مجردات را«مورث» [١]است.
بلى يقين در مباحث الهيّه و مطالب دينيّه در تحصيل سعادات اخرويّه،اكمل،و در تكميل نفوس انسانيه«ادخل» [٢]است،زيرا كه ايمان موقوف بدان،بلكه اصل آن و عين آن است،و ساير علوم شاخ و برگ آن،و رستگارى در آخرت بدون آن غير حاصل،و فاقد آن در حزب كفار داخل است.و بالجمله شكى نيست كه مرتبۀ يقين اشرف فضايل،و افضل كمالات،و اهمّ اخلاق،و اعظم صفات است.كيمياى سعادت و معراج كرامت است.«اكسير اكبر» [٣]و«كبريت احمر» [٤]است.تشريفى است كه قامت قابليت هر كس بدان آراسته شد محرم خلوتخانه انس گرديد.و افسرى است كه تارك هر بنده به آن پيراسته شد قدم در حرم قدس نهاد.
و به اين سبب سيّد رسل-صلّى اللّه عليه و آله و سلم-فرمودند كه:«هر كه به او عطا كرده شد نصيب او از يقين و صبر،چه باك او را از آنچه فوت شود او را از روزه روز و عبادت شب». [٥]
و فرمودند:«اليقين الايمان كله»يعنى:«همه ايمان يقين است». [٦]
و نيز از آن حضرت مروى است كه:«هيچ آدمى نيست مگر اينكه از براى او گناهان بسيار است و ليكن هر كه عقل او تام و يقين او كامل باشد گناهان ضرر نمىرساند،زيرا كه هر گاه گناهى كند پشيمان مىشود و استغفار مىكند گناهان او آمرزيده مىشود و فضيلتى از براى او باقى مىماند كه او را داخل بهشت مىكنند». [٧]
[١] باعث و موجب.
[٢] بيشتر دخالت دارد.
[٣] كيميا،جسمى كه اگر به مس زنند آن را طلا مىكند.
[٤] طلاى سرخ.
[٥] بحار الأنوار،ج ٨٢،ص ١٣٧،ح ٢٢.
[٦] كنز العمال،ج ٣،ص ٤٣٧،خ ٧٣٣١.
[٧] حقايق فيض،ص ١٩٥.