معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٣٦ - محبّت خدا اكمل لذّتها
پاك و از زنگ خلاص مىشوند.و بعضى به عقوبات عالم برزخ،زنگ آن زدوده مىشود.و بعضى پاكى آن موقوف است به اينكه الم عقوبت آخرت را بچشد.و بعضى ديگر پاك نمىشود مگر به آتش دوزخ،كه بايد به شدّت آن چركهاى او سوخته شود و خباثت او برطرف گردد.بلكه گاه باشد كه لحظهاى در آتش پاك شوند.و گاه باشد كه هفت هزار سال اين عالم،در جهنّم گداخته شوند.و بعضى بيشتر از اين و برخى كمتر،و تفصيل آن را بجز علاّم الغيوب كسى نمىداند.و آنهايى كه زنگ شهوات،نفس ايشان را فاسد كرده در جهنّم مخلّد بمانند.
هان،هان!به اين مغرور نشوى كه من از اهل اسلامم و مسلم در جهنّم مخلّد نخواهد بود،زيرا كه از خاتمه امور،هيچ كس آگاه نيست.
و بعد از آنكه به واسطۀ شهوات نفسانيّه،جوهر نفس فاسد شد در دم رفتن،ايمان ظاهرى سلب مىشود و به كفر از دنيا مىرود-نعوذ باللّه منه-.و از آنچه گفتيم معلوم شد كه:رسيدن به درجۀ لقا و مشاهده،موقوف است به تحصيل معرفت در دار دنيا.و معرفت در دنيا حكم تخم دارد كه چون به زمين دل،زرع شد درخت لقا و مشاهده از آن سر بر مىكشد.و كسى كه تخم ندارد چگونه صاحب درخت مىشود.پس كسى كه در دنيا خدا را نشناخت چگونه در آخرت او را مىبيند؟!و كسى كه در اين عالم،لذّت معرفت را نيافت چگونه در آن عالم به بهجت مشاهده جمال حقّ مىرسد؟!زيرا حشر هر كس به نحوى است كه بر آن مرده.و مردن هر كسى به طريقى است كه بر آن زيسته:
« مَنْ كٰانَ فِي هٰذِهِ أَعْمىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمىٰ وَ أَضَلُّ سَبِيلاً ».[١] و چون از براى معرفت در دنيا مراتب بسيار است پس تجلّى نور حقّ نيز در آخرت درجات مختلفه خواهد داشت،همچنان كه زرع به اختلاف تخم آن مختلف مىشود.و هر قدر كه تجلّى و مشاهده اقوى باشد محبّت و أنس به خدا بيشتر مىگردد.و هر قدر كه محبّت و انس بيشتر شد ثمرۀ آن كه بهجت و لذّت باشد بالاتر مىشود تا به جايى مىرسد كه جميع لذّات اخرويّه و نعمتهاى بهشت در جنب آن مضمحل مىشود.بلكه بسا باشد به حدّى منتهى مىشود كه از هر نعمت و لذّتى به غير از لذّت لقاى حقّ و مشاهدۀ جمال مطلق،متأذّى گردد و گويد:
از در خويش خدايا به بهشتم مفرست
كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس