معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٣٥ - محبّت خدا اكمل لذّتها
معنى ديدن،حصول غايت كشف و جلاست،خواه به چشم باشد يا به غير آن.پس،اگر فرض شود تفاوتى كه بعد از گشودن چشم از براى آن صورت خيالى حاصل شود، ادراك آن از عضوى ديگر چون سينه يا جبهه مىشد،آن را ديدن مىگفتند.پس همچنين آنچه به خيال در نمىآيد،و از براى آن صورتى نيست،چون ذات اقدس بارى-تعالى-از براى ادراك و معرفت آنها دو مرتبه است:يكى به منزله آن صورتى است كه در خيال بود،و آن معرفتى است كه در دنيا حاصل مىشود و يكى ديگر به منزله صورتى است كه بعد از گشودن چشم مشاهده مىگردد و آن است كه در آخرت به آن مىرسد.و تفاوت اينها در وضوح و ظهور چون تفاوت آن دو صورت است.و از اين جهت مرتبه اخرويّه را نسبت به مرتبه دنيايى،لقاء و مشاهده و رؤيت گويند.و اين گفتن صحيح است،زيرا رؤيت را رؤيت گويند از آن جهت كه موجب غايت ظهور است.
پس مادامى كه آدمى گرفتار علايق بدنيّه است در معرفت عقليّات مانند كسى است كه ديده برهم گذارده باشد در ديدن محسوسات.و چون به مرگ،حجاب بدن برداشته شد و نفس قدسى از چنگال جسم عنصرى مستخلص گرديد مانند آن است كه ديده گشوده شود،و ليكن نه آن است كه هر كه چشم بگشايد صورتهاى حسّيّه را مىبيند.چون بعضى چشمها از حليه ديدن عارى است و اصلا نورى ندارند.و بعضى تيرگى دارند،كه مىبينند و ليكن در غبار،تاريك مىبينند.و بعضى در نهايت نورانيّتاند.
پس همچنين نفوس انسانيّه بعضى چندان زنگ شهوات و چرك عالم طبيعت بر آن نشسته كه جوهر آن فاسد شده و ديگر قابل اصلاح نيست.و اين نفس،أبد الآباد از لقاى پروردگار به مشاهده نعيم دار القرار محجوب،و در دركات عذاب مخلّد مىماند.و بعضى ديگر اگر چه زنگ گرفته و ليكن به اين حدّ نرسيده و جوهر آن فاسد نشده و قابل صفا و تطهير هست.و چون از براى غرق شهوات و كثافات جسمانيّه عرض عريضى است لهذا از براى اين قسم از نفوس،درجات و مراتب بىحدّ است.و اين نفوس،محتاج به تطهير و پاك ساختن هستند تا قابليّت و استعداد مشاهده و لقا،هم رسانند.و پاك شدن آنها به نوعى از عقوبت و عذاب اخرويّه خواهد شد.و مراتب عقوبت نيز چون درجات نفوس،بىحدّ و نهايت است،اوّل آنها سكرات مرگ است و آخر سوختن به آتش جهنّم،و در ميان اين دو گرفتاريهاى عالم برزخ و انواع أهوال و شدايد عرصه قيامت است.
پس هر نفسى كه صفاى تامّ از براى او در دنيا حاصل شده باشد و اصلا زنگ و كدورتى نداشته باشد بىحساب به نعيم ابدى فايز مىگردد و ساير نفوس لا محاله به يكى از اين عقوبات تطهير خواهند شد،بعضى به مجرّد سكرات مرگ و شدّت جان كندن