معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٨٠ - بعضى از اسرار آداب باطنيّه حجّ
آداب ظاهريّه آن وظيفۀ علم فقه،و در آن علم شريف مذكور.و در اينجا در چند فصل اشاره به بعضى از اسرار خفيّه و آداب باطنيّه آن مىنماييم.
فصل اوّل:بعضى از أسرار آداب باطنيّۀ حجّ
بدان كه:غرض اصلى از خلقت انسان،شناختن خدا و وصول به مرتبۀ محبّت و انس به او است.و آن موقوف است بر صفاى نفس و تجرّد آن.پس هر چه نفس انسانى صافتر و تجرّد آن بيشتر شد انس و محبّت او به خدا بيشتر مىشود.و حصول صفاى نفس و تجرّد آن موقوف است بر دورى از شهوات طبيعيّه و بازداشتن آن از لذّات شهويّه و ترك متاع و زخارف دنيويّه و صرف جوارح و اعضا به جهت خدا در اعمال شاقّه و مداومت به ياد خدا و متوجّه ساختن دل به او.
از اين جهت خداى-تعالى-قرار عباداتى را فرمود كه متضمّن اين امور هستند،زيرا بعضى از عبادات،بذل مال است در راه خدا كه باعث دل كندگى از متاع دنيوى مىگردد، چون:زكوة و خمس و صدقات.و بعضى متضمّن ترك شهوات و لذّات است،چون:
روزه.و بعضى ديگر مشتمل بر ياد خدا و متوجّه ساختن دل به او و صرف كردن اعضا در عبادت او است،چون:نماز.و از ميان عبادات،حجّ مشتمل بر همۀ اين امور است با زيادتى،زيرا در آن است ترك وطن و مشقّت بدن و بذل مال و قطع آمال و تحمّل مشقّت و تجديد ميثاق الهى و طواف و دعا و نماز.
يا اشتمال آن به امورى است كه:مردمان به آنها انس نگرفتهاند و عقول،سرّ آنها را نمىفهمند،مثل:زدن سنگريزه،و«هروله»ميان صفا و مروه،زيرا به امثال اين اعمال كمال بندگى،و غايت ذلّت و خوارى ظاهر مىشود.زيرا كه:ساير عبادات،اعمالى هستند كه:بسيارى از عقول،علّت آنها را مىفهمند و به اين جهت طبع را به آنها انس،و نفس را ميل حاصل مىگردد.
و امّا بعضى از اعمال حجّ،امورى است كه:عقول امثال ما را راهى به فهميدن سرّ آنها نيست.پس به جا آوردن آنها نيست مگر به جهت محض اطاعت امر و بندگى مولاى خود.و در چنين عملى اظهار بندگى بيشتر است،زيرا بندگى حقيقى آن است كه:در فعل آن سببى به جز اطاعت مولا نباشد.
بندهايم و پيشه ما بندگىست
بندگان را با سببها كار نيست
مىنخواهد كار بنده علّتى
جز كه فرمودهست مولا خدمتى
و از اين جهت بود كه حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود:«در حجّ،به خصوص«لبّيك بحجّة حقّا تعبّدا و رقّا».يعنى:«خداوندا!اجابت تو را به حج كردم از