معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٧ - اتصاف مصلح به عدالت
مىشوند.بلكه جمع ميان جميع طرق نموده،آنچه عقل صريح و نقل صحيح وى را به، آن كشاند،اختيار كند.و همچنين در جميع امور باطنيه و ظاهريه توسط را اختيار كند، تا امر معاش و معاد منضبط گردد،و سعادت ابد را دريابد.
فصل چهارم:اتصاف مصلح به عدالت
دانستى كه:حقيقت عدالت يا لازم آن اين است كه:عقل كه خليفه خداست غالب شود بر جميع قوا،تا هر يكى را به كارى كه بايد و شايد بدارد،و نظام مملكت انسانى فاسد نشود.پس،بر هر انسانى واجب است كه سعى و مجاهده كند،كه عقل كه حكم حاكم عادل و خليفه از جانب خداست،بر قواى او غالب شود،و اختلاف قوا را بر طرف كند،و خواهشها و هواهاى آنها را بر كنار گذارد،و همه را به راه راست مستقيم بدارد.
و بدان كه كسى كه قوّه و صفات خود را اصلاح نكرده باشد،و در مملكت بدن خود عدالت را ظاهر ننموده باشد،قابليت اصلاح ديگران و اجراى حكم عدالت در ميان ساير مردمان را ندارد،نه قابليت تدبير منزل خود را دارد،و نه شايستگى سياست مردم را،نه لايق رياست شهر است و نه سزاوار سرورى مملكت.
آرى!كسى كه از اصلاح نفس خود عاجز باشد،چگونه ديگرى را اصلاح مىنمايد، و چراغى كه حوالى خود را روشن نگرداند،چگونه روشنائى به دورتر مىبخشد؟ طبيبى كه باشد و را زرد روى از او داروى سرخ روئى مجوى
پس،هر كه قوا و صفات خود را به اصلاح آورد،و تعديل در شهر بند نفس خود نمود،و از طرف افراط و تفريط دورى كرد،و متابعت هوى و هوس نفس خود را ننمود،و بر جاده وسط ايستاد،چنين شخصى قابليت اصلاح ديگران را دارد،و سزاوار سرورى مردمان است،و خليفه خدا و سايه پروردگار است در روى زمين.و چون چنين شخصى در ميان مردم حاكم و فرمانروا شد،و زمام امور ايشان در قبضه اقتدار او در آمد،جميع مفاسد به اصلاح مىآيد،و همه بلاد روشن و نورانى مىشود،و عالم آباد و معمور مىگردد،و چشمهها و نهرها پر آب مىگردد،و زرع و محصول فراوان،و نسل بنى آدم زياد مىشود،و بركات آسمان،زمين را فرو مىگيرد،و بارانهاى نافعه نازل مىشود.
و از اين جهت است كه:بالاترين اقسام عدالت،و اشرف و افضل انواع سياست، عدالت پادشاه است،بلكه هر عدالتى بسته به عدالت اوست،و هر خير و نيكى منوط به