معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٠٠ - علم اصول عقايد
سيم:علم فقه،كه به وسيلۀ آن كيفيت عبادات و معاملات و حلال و حرام و آداب و احكام فهميده مىشود.و تحصيل اين سه علم،واجب و لازم است.و همچنين علومى كه مقدمات تحصيل اين علوماند مانند:علم لغت عرب و حديث و تفسير،و ليكن وجوب تحصيل آنها از باب مقدمه است.
علم اصول عقايد
اما علم الهى(كه آن را علم اصول عقايد نيز گويند)واجب است بر هر كسى كه تحصيل آن نمايد،واحدى در جهل آن معذور نيست.و ليكن نه چنان است كه جميع مسائل،كه در كتب«حكميه» [١]نسبت به علم الهى دادهاند،و از مسائل اين علم شمردهاند،دانستن آنها واجب و اعتقاد به آنها لازم باشد،بلكه قدر واجب از آن،و آنچه امت«مختاره»[١]بر آن اجماع نمودهاند اين است كه:بدانى كه از براى عالم، آفريدگارى است موجود و«واجب الوجود»،[٢]و در«الوهيت»،[٣]شريكى از براى او نيست،و از اجزاء و تركيب«منزّه»،[٤]و از جسميّت و عوارض آن«مقدس»[٥]است،وجود او عين ذات اوست،و ذات او عين صفات اوست،بر زمان و زمانيّات،و مكان و مكانيّات مقدم و از آنها بالاتر است،نه زمانى به او احاطه نموده و نه مكانى او را فرو گرفته،بلكه دست تصرف زمان و زمانيات از دامن كبرياى او كوتاه،و آلايش مكان و مكانيات را در ساحت جلالش راه نيست،و زندهاى است قديم ازلى،كه ابتدايى از براى وجودش نبوده،و ابدى كه انتهايى از برايش نخواهد بود.قادر است بر هر چيزى و توانا بر هر امرى،هر چه مىكند به اراده و اختيار كند،علم او به جميع اشياء احاطه نموده پيش از آنكه آنها را ايجاد نمايد،هر چه را خواهد خلق مىكند،و هر كارى كه خواهد مىكند،و هيچ امرى از«كتم عدم» [٢]به فضاى وجود نمىآيد،مگر به اراده و مشيّت او،
[١] كتابهاى حكمت و فلسفه.
[٢] جهان نيستى.