معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٤٠ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
او باز مىدارد». [١]
و از حضرت امام محمد باقر-عليه السّلام-مروى است كه:«در تورات نوشته شده است كه:از جمله چيزهائى كه خدا به موسى-عليه السّلام-فرمود اين بود كه:نگاهدار غضب خود را از كسى كه من تو را صاحب اختيار او كردهام،تا من نيز غضب خود را از تو نگاه دارم». [٢]
و حضرت صادق-عليه السلام-فرمودند كه:«خدا وحى فرستاد به بعضى از پيغمبران خود كه:اى فرزند آدم!در وقتى كه غضبناك گردى مرا ياد كن تا من هم تو را ياد كنم و در وقت غضبم و تو را هلاك نسازم». [٣]
و باز از آن حضرت-عليه السّلام-مروى است كه:«مردى از اهل باديه به خدمت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-آمد و عرض كرد كه:من مردى هستم«باديه نشين»، [٤]مرا كلمهاى ياد ده كه جامع خير دنيا و آخرت باشد.آن حضرت فرمودند كه:هرگز غضب مكن.و سه مرتبه آن اعرابى عرض خود را اعاده كرد حضرت همين جواب را فرمود». [٥]
و نيز از آن بزرگوار روايت شده كه:«هر كه غضب خود را باز دارد از كسى،خدا عيوب او را مىپوشاند». [٦]
و اخبار در اين خصوص بىحد و نهايت است. [٧]
چهارم آنكه:ملاحظه فوايد ضد غضب را كه حلم باشد بكند،و مدحى را كه در اين خصوص وارد شده است.-همچنان كه مذكور خواهد شد-ببيند،پس خود را خواهى نخواهى بر آن بدارد و حلم و بردبارى را بر خود ببندد و غضب و خشم را بر خود ظاهر نسازد،اگر چه در دل خشمناك باشد.و اگر كسى مدتى چنين كند به تدريج عادت مىشود و حسن خلق از براى او حاصل مىشود.
پنجم آنكه:هر قول و فعلى كه از او سر مىزند ابتدا در آن فكر كند و خود را از صدور آثار غضب محافظت نمايد.
ششم آنكه:اجتناب كند از مصاحبت كسانى كه قوه غضبيه ايشان غالب و از فضيلت حلم خالى هستند.و در صدد انتقام و«تشفّى غيظ» [٨]خود مىباشند،و اين را مردى و
[١] كافى،ج ٢،ص ٣٠٥،ح ١٥.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٢٦٧،ذيل حديث ٢١.
[٣] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٢٧٦،ح ٢٩.
[٤] بيابان نشين،چادر نشين.
[٥] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٢٧٤،ح ٢٥.
[٦] كافى،ج ٢،ص ٣٠٣،ح ٦.
[٧] رك:بحار الأنوار،ج ٧٣،صفحات ٢٦٢-٢٨١.
[٨] آسوده كردن خشم و غضب،(خالى كردن عقده).