معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٣٩ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
محيطش پر كدورت مركزش دور
هوايش پر عفونت چشمهاش شور
به خلاف لذّات اخرويه كه از همه آفات دور،و به هيچ وجه به كدورتى ممزوج نيست.سلطنتى است بىزوال،و راحتى است بىرنج و ملال.
نوع دوّم:كسانى هستند كه:سبب غرور و غفلت ايشان،گمان اين است كه لذّات دنيا امرى است يقينى و لذّات اخرويّه چيزى است احتمالى،و يقينى از احتمالى بهتر است.و عاقل[از امر]يقينى دست بر نمىدارد به اميد امر احتمالى.و منشأ اين نيست،مگر كفر ظاهرى يا باطنى،كه اظهار آن را نمىكند.و چنين كسى از زمره كفّار محسوب،و دفع اين غرور،به تحصيل يقين به امور معاد است به ادلّه واضحه قطعيّه.با وجود اينكه همچنين نيست كه هر يقينى را بر هر احتمالى توان ترجيح داد.و از اين جهت است كه اگر در سفره،عسلى باشد،كه احتمال زهر در آن باشد،البتّه عاقل از آن اجتناب مىكند.و لذّت يقينى عسل را به ضرر احتمالى زهر ترك مىكند.به خصوص،احتمالى كه جمعى كثير از اهل علم و عقل بر آن گواهى دهند.و اكثر منافع دنيويّه از زراعات و معاملات، كه عقلا مال نقد را صرف آن مىكنند،به طمع نفع احتمالى است.
و همچنين،مىبينيم كه:آدمى مال كثير خرج مىكند،كه زنى بخواهد به جهت حصول اولاد،و حال اينكه گاه است آن زن عقيم باشد،يا در خود او ناخوشى باشد كه عديم الولد باشد.بلكه هر زحمتى كه كشيده مىشود و هر خرجى كه مىشود كه نفع آن يكسال ديگر مثلا عايد شود محض احتمال است،چون بودن اين شخص و حيات او تا يكسال ديگر نيست مگر به محض احتمال.پس اين مغرور احمق چگونه مال نقد يقينى خود را تلف مىكند و از راحت قطعى خود دست برمىدارد به اميد نفع و راحت جزئى احتمالى كه احدى يقين ندارد كه متحقق خواهد شد.و لذّت كدورت آلوده چند روزه دنيا را مضايقه دارد كه دست بردارد به اميد لذّت جاويد آخرت كه به اعتقاد او اگر چه احتمالى باشد و ليكن اعاظم عقلا از انبيا و اوليا و اساطين حكما و عرفا بر وجود آن گواهى دادهاند.و به اين دو نوع از مغرورين اشاره است آنچه را كه خداوند عالم فرموده است كه:
« وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيٰاةُ الدُّنْيٰا ».يعنى:«زندگانى دنيا و حيات اين عاريت سرا،ايشان را فريفته كرده است». [١]
نوع سوّم:طايفهاى هستند كه:شيطان ايشان را به خدا مغرور نموده.
چنان كه خداى-تعالى-فرموده است:« وَ غَرَّكُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ ». [٢]
[١] انعام،(سورۀ ٦)آيۀ ٧٠.
[٢] حديد،(سورۀ ٥٧)آيۀ ١٤.