معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٥٥ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
مراد ستاره و ماه و خورشيد نيست بلكه مراد از آنها انوارى است كه پردههاى جمال مطلق و حجابهاى حضرت حقّاند و سالك راه در ميان منزل لا محاله به آنها بر مىخورد و از شدّت تلألؤ و لمعان هر مرتبه نسبت به ما قبل به هر مرتبهاى كه رسيد چنان تصوّر مىكند كه به مرتبه وصول رسيده.و هر مرتبه فوقى اعظم از ما تحت آن است.لهذا اوّل مراتب كه حضرت إبراهيم-عليه السّلام-ابتدا به آن رسيد تشبيه به ستاره شده،و بعد از آن به ماه،و مرتبه بعد از آن به خورشيد.و حضرت خليل در حين سير ملكوتى،چون در ترقّى و كشف حجب بود از نورى به نور اعظم مىرسيد و در بدو وصول به هر مرتبه، چنان تصوّر مىنمود كه به مرتبه وصول به حق رسيده و نداى بشارت افزاى«هٰذٰا رَبى» [١]بر مىكشيد.و چون از اين مرتبه ترقّى مىنمود نقصان آن را مىديد اعتراف به پستى آن مىكرد و مرتبه فوق آن را به بزرگى مىستود.و چون يافت كه همه مراتبى كه به آنها رسيده مرتبه نقصان و از مرتبه جمال ازل بسى دورند،زبان عجز و نيازمندى را گشاده گفت:« إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً ».[١] پس بسيار مىشود كه سالك،در ميان راه،به بعضى از حجب مىرسد و گمان وصول مىكند و به مشاهده درخشندگى و نور آن حجاب،خرسند مىگردد.غافل از اينكه هنوز او در پس پردۀ دورى،حيران،و در بيابان مهجورى،سرگردان است.
برافكن پرده تا معلوم گردد
كه ياران ديگرى را مىپرستند
و اوّلين حجابى كه در ميان حقّ و بنده است خانه دل است كه آن نيز از جمله عوالم حقّ،و نورى از انوار جمال جميل مطلق است.و پردهاى است از پردههاى چهره شاهد ازل،و لمعهاى است از لمعات أنوار حىّ لم يزل.و چون آن خانه را از خس و خار هواهاى نفسانيّه پاك سازى،و آن خلوت سرا را از غير ياد حق پردازى،و زنگ كدورات عالم طبيعت را از آن زدايى،و در آن را به روى اغيار نابكار بندى،و آينهوار مقابل عالم انوار بدارى،جمال قدس در آن تجلّى مىافكند.و گشادگى و انشراح در آن حاصل مىگردد،به حدّى كه احاطه بر جميع عالم كند و صورت كل در آن جلوه نمايد.
بلى:
راز«كونين» [٢] به مىخواره شود زان روشن
كه فتاده است به جام از رخ ساقى پرتو
و در اين هنگام نورانيّت و تلألؤ آن در نهايت شدّت مىشود.و چون پيش از اين حالت،محجوب و تاريك بود و به واسطه اشراق نور حقّ و تجلّى لمعات جمال مطلق،
[١] انعام،(سورۀ ٦)آيه ٧٦.
[٢] دو عالم.