معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٢٢ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
آنها جايز،بلكه راجح و واجب است.و ليكن بايد غرض تو از پوشانيدن آنها اين نباشد كه:مردمان اعتقاد ورع و تقوى و صلاح تو نيز داشته باشند بلكه بايد غرض آن باشد كه حق-سبحانه و تعالى-امر به اخفاى معاصى و نهى از اظهار آنها فرموده.
چنان كه از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«هر كه مرتكب چيزى از اعمال ناشايست گردد بايد بپوشاند آن را از مردمان تا خدا نيز او را بپوشاند». [١]
يا غرض آن باشد كه:اگر معصيت تو بر مردم ظاهر شود زبان به مذمّت و خبث تو خواهند گشود.و چون تو بر آن مطلع شوى متفرّق الحواس و پريشان خاطر مىگردى و حضور قلب تو تمام مىشود.و به اين سبب،از تحصيل مراتب علم باز مىمانى.يا غرض آن باشد كه:مبادا اظهار معاصى و فاش شدن آن،باعث شود كه دفع گناهان از نظر مردم تمام شود،و بر گناه،دلير گردند تا مردمان متابعت او كنند.
و به اين جهت است كه بايد معاصى را از اهل و عيال و اولاد خود پنهان داشت تا دلير نگردند.
يا باعث بركراهت از ظهور معصيت،محض حيا و شرمندگى باشد،زيرا حيا نيز از اخلاق فاضله و صفات شريفه و شعبهاى است از ايمان.و كسى كه گناهى از او صادر شود و باكى از ظهور آن نداشته باشد جمع ميان گناهكارى و بىحيايى كرده و حال او بسيار بدتر است از گناهكار صاحب حيا.
و بسيار باشد كه ريا مشتبه به حيا مىشود و آدمى به واسطه ريا از ظهور گناهان و قبايح خود مضايقه مىكند و چنان مىپندارد كه سبب آن حيا است.همچنان كه بسا باشد كه ضعف نفس و صغر آن نيز به حيا مشتبه مىشود.چون حيا نيست مگر در آنچه شرعا يا عقلا يا عرفا قبيح بوده باشد.پس آنچه چنين نباشد و بر آدمى ارتكاب آن دشوار باشد سبب آن ضعف نفس است نه حيا و شرم.مثل وعظ كردن،و امامت نمودن از براى كسى كه قابل باشد.و امر به معروف و نهى از منكر در جايى كه عذرى صحيح باشد كه موجب حيا گردد.
فايده
تا ريا ريشه كن نشده عبادات لازم است در خلوت انجام شود
مذكور شد كه عبادتى كه به قصد ريا باشد فاسد و موجب عصيان و سخط خداوند منّان است.پس كسى كه از خود مطمئن نباشد و بالمرّه ريشه ريا را از زمين دل خود
[١] جامع السعادات،ج ٢،ص ٣٨٤.