معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٠٠ - فهميدن و درك غذا قبل از خوردن
آن موقوف است بر نعمتها و سببهاى بىنهايت،كه يكى از آنها چيزى خوردن است.و آن موقوف است بر نعمتهاى بسيار،كه شرح آن در قوّه بشر نيست.و ليكن در اينجا بعضى از نعمتهايى را كه اكل بر آنها منوط است بر سبيل اجمال ذكر مىكنيم تا متأمّل، تتمّه را بر آن قياس نمايد.
پس مىگوييم:نعمت چيزى خوردن،محتاج است به فهميدن غذا،و ميل و رغبت به آن،و اراده و عزم بر خوردن و بر تحصيل آن،و بر يافت شدن غذايى كه توان خورد،و به اصلاح آن و به اسبابى كه آن را به هر شخصى برساند،و بر قوّت خائيدن و فرو بردن و هضم نمودن و دفع كردن،و به ساير اعمالى كه از قواى باطنيّه صادر مىشود تا جزء بدن گردد.و به ملائكه چند كه موكّلاند بر هر يك از اين افعال مذكوره.و ما في الجمله تفصيل اين افعال را در چند فصل بيان مىنماييم.
فصل:فهميدن و درك غذا قبل از خوردن
امورى كه چيز خوردن بر آن موقوف است فهميدن غذاى خوردنى است،به اينكه:
آن را بار ديگر خود ببيند و بچشد و ببويد و لمس نمايد،يا تميز بعضى از اوصاف آن را كه محتاج بر اين امور است بكند.و موافق طبع را از مخالف،امتياز دهد.پس «نعمت اكل»،محتاج است به:قوّه باصره و ذائقه و شامّه و لامسه.
پس خداوند-سبحانه-اين قوا را آفريده.و اسبابى كه خلق اين حواس موقوف است بر آنها بىحدّ و نهايت است.و متعرّض بيان آنها شدن مقدور ما نيست.
و بعد از آنكه غذا را فهميد و نيك و بد آن را تميز داد محتاج است به قوّۀ ديگر كه اوصاف غذايى را كه فهميده در خاطر خود ضبط كند كه چون دوباره آن غذا حاضر شود بداند كه:اين همان غذايى است كه موافق طبع يا مخالف آن است كه سابق آن را فهميده.كه قوّۀ حس مشترك است كه خلق آن نيز به اسباب بىنهايتى موقوف،كه شرح آنها در اين مقام غير مقدور است.
و اگر فهميدن انسان منحصر بودى به حواس ظاهريّه و حس مشترك،مانند ساير حيوانات فهم او ناقص بودى.و ادراك او منحصر در چيز حاضر بودى.و راهى به ادراك عواقب امور نداشتى،مانند بهايم.و از اين جهت است كه آنها هر چيزى كه لذّت حالى بخشد مىخورند اگر چه كشنده آنها باشد.پس تميز صلاح و عافيت و فساد آن موقوف به قوّۀ ديگر بود.
پس حقّ-سبحانه و تعالى-از براى انسان قوّۀ عاقله را آفريد كه:به واسطۀ آن مضرّت و عافيت و منفعت آنها را درك نمايد.و همچنين با آن،درك كند كيفيّت تركيب اطعمه