معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٦٦ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
پس اى جان برادر!از خواب غفلت برخيز و فكرى كن از براى روز رستاخيز،پيش از آنكه چاره امر از دست بيرون رود و چنگال مرگ به كالبد نحيف بند شود.
و بر سبيل قطع و يقين بدان كه هر صفتى از صفات و هر عملى از اعمال تو را در وقت رفتن جزائى است،همچنان كه صريح قرآن و نصّ حديث پيغمبر آخر الزمان(ص) است كه فرمود:«هر چه را خواهى دوست دار كه از آن مفارقت خواهى كرد.و هر چه خواهى زندگانى كن عاقبت خواهى مرد.و هر كارى كه خواهى بكن كه جزاى آن به تو خواهد رسيد». [١]
پس ساعتى از اوقات خود را صرف فكر اعمال خود كن،و زمانى در عجايب صنع خداوند تأمل نماى،و سعى كن كه دل خود را از وساوس خالى كنى،و تفكر آن را به اقسام ششگانه«محموده» [٢]مقصود سازى،زيرا كه:-چنانكه گذشت-غير از اينها آنچه باشد از افكار متعلقه به دنياى دنيه و از وساوس شيطانيه است.
پس فكر تو بايد منحصر باشد در استنباط مسائل علميه،يا انجام دادن يكى از اعمال حسنه،يا در عبرت يكى از ديگران و هنگام رحلت از جهان،يا در تسبيح و تقديس پروردگار،يا در صنايع عجايب آفريدگار،يا در صفات و اعمال خود.
و اما تفكر كردن در ذات خدا،بلكه بعضى از صفات او،در شريعت مقدسه غير جايز و كسى كه اين خيال را كند از حد خود متجاوز است.«و ما للتراب و رب الارباب»، مشتى خاك را با خداوند پاك چه كار،ذات او از آن بالاتر كه كمند انديشه به كنگره جلال او تواند رسيد يا طاير فكر در حوالى او گذر تواند كرد،«تعالى شانه عين ذلك علوا كبيرا». [٣]
و هم تهى پاى بسى ره نوشت
هم ز درش دست تهى بازگشت
راه بسى رفت ضميرش نيافت
ديده بسى جست نظيرش نيافت
مكر و حيله
صفت پنجم:از صفات رذيله متعلقه به قوه عاقله مكر و حيله كردن است از براى رسيدن به مطلوبات شهويه و غضبيه،و مراد از آن در اين مقام جستن راههاى پنهان است از براى اذيت رساندن به مردمان.و به كار بردن آن را تلبيس و غش و غدر و خيانت گويند.
[١] محجة البيضاء،ج ٨،ص ٢٠٦ و احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٦٧.
[٢] رجوع شود به صفحه ١٥٥ به بعد.
[٣] شأن و عظمت خدا از آن بالاتر است،بالاى بزرگ.