معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٩٠ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
پس هر شخصى كه مردم او را متصف به صفتى دانند كه به گمان ايشان از صفت كمال باشد به قدر آنچه آن صفت در دل ايشان قدر و عظمت داشته باشد دلهاى ايشان مسخّر او مىشود.و به آن قدر اطاعت و متابعت او مىكنند،زيرا:مردم پيوسته تابع گمان و اعتقاد خود هستند.پس به اين سبب،چنانچه صاحب مال،مالك غلام و كنيز مىشود،صاحب جاه نيز مالك مردم آزاد مىشود،چون:با تسخير دلهاى ايشان،همه به منزله بندگان،مطيع فرمان آدمى مىباشند.بلكه اطاعت آزادگان تمامتر و بهتر است، زيرا كه:اطاعت بندگان به قهر و غلبه،و اطاعت آزادگان به تسليم و رضا است.و از اين جهت است كه:محبت جاه،بالاتر و بيشتر است از محبّت مال.علاوه بر اين،از براى جاه،فوايدى ديگر هست كه از براى مال نيست.چون به سبب جاه،شخصى عظيم گردد،و آوازه كمالات او منتشر شود،و مدح و ثناى او بر زبانها افتد،غالبا قدر مال در نظر او حقير مىگردد و مال را فداى جاه مىكند،مگر مردى كه بسيار لئيم الطّبع و خسيس النّفس باشد.
فصل:آيات و روايات وارده در مذمّت حبّ جاه و شهرت
بدان كه:حبّ جاه و شهرت،از مهلكات عظيمه،و طالب آن،طالب آفات دنيويّه و اخرويّه است.و كسى كه اسم او مشهور و آوازه او بلند شد،كم مىشود كه دنيا و آخرت او سالم بماند،مگر كسى را كه خداوند عالم به حكمت كامله خود به جهت نشر احكام دين برگزيده باشد.
در شاهراه جاه و بزرگى خطر بسىست
آن به كزين«گريوه» [١] سبكبار بگذرى
و از اين جهت است كه:اخبار و آيات در مذمّت آن بىشمار وارد گرديده.خداوند عالم-جلّ شأنه-مىفرمايد:
« تِلْكَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً ».يعنى:«آن خانه آخرت را كه وصف آن را شنيدهاى قرار داديم از براى آنان كه نمىخواهند در دنيا بزرگى و برترى را در زمين،و نه فساد و تباهكارى را». [٢]
و ديگر مىفرمايد:« مَنْ كٰانَ يُرِيدُ الْحَيٰاةَ الدُّنْيٰا وَ زِينَتَهٰا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمٰالَهُمْ فِيهٰا وَ هُمْ فِيهٰا لاٰ يُبْخَسُونَ أُولٰئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ النّٰارُ ».خلاصۀ معنى آنكه:«هر كه بوده باشد كه طالب باشد زندگانى دنيا را و آرايش و زينت آن را،كه از آن جمله جاه و
[١] تل،پشته،تپه،گردنۀ كوه.
[٢] قصص،(سورۀ ٢٨)،آيۀ ٨٣.