معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥١٩ - مختصرى از محرّمات شايعه در ميان مردم
عاقل و بالغ باشد.بلى:در بعضى از منكرات اين شرط نيست،چون اگر كسى طفل يا ديوانه را ببيند كه شراب مىخورد بر او واجب است كه شراب را بريزد و او را منع كند.
و همچنين اگر ديوانهاى را ببيند كه با ديوانه لواط يا زنا مىكند،يا با حيوانى جمع شده بايد او را منع كند.
فصل:مراتب امر به معروف و نهى از منكر
چون وجوب امر به معروف و نهى از منكر را دانستى و شرايط آن را شناختى،بدان كه:
از براى آن چند مرتبه است:
اوّل:انكار قلبى،به اين نحو كه:در دل،منكر فاعل معصيت باشى.و از اين جهت او را دشمن داشته باشى.و اين مرتبه،مشروط به چهار شرطى كه گذشت نيست،بلكه همين به دو شرط از آنها مشروط است:يكى اينكه:عالم باشد به اينكه آنچه را مرتكب شده معصيت است.و ديگر آنكه:آن شخص كه مرتكب منكر شده نادم و پشيمان نباشد.
دوّم:ارشاد و هدايت و شناسانيدن اينكه آنچه را كرده معصيت است،زيرا بسيارى از مردم از راه جهل و نادانى مرتكب بعضى معاصى مىگردند.
سوّم:اظهار تنفّر و اكراه از آن شخص عاصى،و كناره جوئى و دورى كردن از او،و ترك دوستى و مجالست با او.
چهارم:به زبان،منع كردن و انكار بر او نمودن.ابتدا به پند و نصيحت،و چنانچه مفيد نشد به تهديد و ترسانيدن.و اگر آن نيز اثر نكرد به درشتى و سخنان زبر به او گفتن و دشنام دادن.به اين نوع كه:اى نادان،و اى جاهل،و اى احمق،و اى فاسق و امثال اينها.
پنجم:به بازداشتن او از معصيت به قهر و تسلّط،چون شكستن آلات لهو و لعب،و ريختن شراب،و گرفتن مال مغصوب و به صاحب آن رد كردن و امثال اينها.
ششم:با زدن به دست و پا بدون اينكه منتهى به قتل و جراحت شود.
هفتم:به شمشير كشيدن و سلاح داشتن و مجروح كردن و كشتن.و اين مرتبه در نزد اكثر علماى ما موقوف به اذن امام-عليه السّلام-است.و از براى رعيّت بدون اذن امام جايز نمىدانند،و ليكن سيّد مرتضى و جماعتى،از براى كسى كه متمكّن باشد و موجب فسادى نباشد تجويز كردهاند،اگر چه اذن امام در آن به خصوص نباشد.
فصل:مختصرى از محرّمات شايعه در ميان مردم
چون وجوب امر به معروف و آداب و شرايط آن را معلوم كردى،بدان كه:منكرات،