معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٥٨ - مذمت ضرب،فحش،لعن و طعن
صريحاند.و موجب«حبط» [١]اعمال و مولّد خسران مآلاند.و«ملّيين» [٢]و حكماء و متشرعه و ساير عقلاء بر خباثت آنها متّفق،و عقل و شرع بر حرمت آنها دو شاهد صادق.
اما ضرب:كه عبارت است از:زدن با دست،يا چوب،يا آلتى ديگر.پس بدون جهت شرعيه،در حرمت آن شكى نيست.و هيچ طايفه از طوايف بنى آدم،و هيچ فرقه از فرق عالم،بىجهت و سبب شرعى تجويز زدن كسى را نكردهاند.و در اخبار و آثار، نهى صريح از آن شده و وارد شده است كه:
«هر كه مردى را تازيانه زند حق-تعالى-او را تازيانهاى از آتش خواهد زد». [٣]
و اما فحش و دشنام و هرزه زبانى و بدگوئى:منشأ همه اينها خباثت نفس و دنائت طبع است.و هر كه زبان او به اينها دراز،البته خبيث النفس و از جملۀ اراذل و اوباش، معدود است.بلكه از بعضى اخبار مستفاد مىشود كه:رذل مخصوص شخصى است كه مضايقه نداشته باشد از اينكه هر چه بگويد و هر چه به او بگويند.
و حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«مؤمن نيست كسى كه طعنه زن و لعن كن و فحش گوى و هرزه زبان است». [٤]
و نيز فرمودند كه:«بهشت حرام است بر هر فحش دهنده». [٥]
و در روايت ديگر از آن سرور مروى است كه:«هرزهگوئى و پردهدرى از شعبههاى نفاق است». [٦]
و نيز از آن حضرت منقول است كه:«چهار نفرند كه اهل دوزخ از آنها متأذّىاند:
يكى از آنها مردى خواهد بود كه پيوسته چرك از دهان او جارى خواهد بود،و آن كسى است كه در دنيا فحش گوى بوده». [٧]
و نيز از آن جناب مروى است كه:«بهشت حرام است بر هر فحّاش هرزهگوى كمحيائى كه باك نداشته باشد از اينكه هر چه بگويد و از هر چه از براى او بگويند.و چنين شخصى را اگر تفتيش و تفحّص كنى و به حقيقت امر او بر خورى يا ولد الزنا است، يا نطفۀ پدرش با نطفه شيطان ممزوج شده،و اين شخص به وجود آمده...». [٨](يعنى در
[١] محو شدن،از بين رفتن.
[٢] حزب طرفدار مليت.
[٣] وسائل الشيعه،ج ١٩،ص ١٢،ح ٥ و ٧.
[٤] كنز العمال،ج ١،ص ١٤٦،ح ٧٢٠.
[٥] كنز العمال،ج ٣،ص ٥٩٨،ح ٨٠٨٥.
[٦] سنن ترمذى،ج ٨،ص ١٨٣.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢١٦.
[٧] كنز العمال،ج ١٦،ص ٧١،ح ٤٣٩٧٩.
[٨] كافى،ج ٢،ص ٣٢٣،ح ٣.