معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٥٩ - مذمت ضرب،فحش،لعن و طعن
وقت معاشرت و مجامعت پدرش،شيطان نيز در جماع با او شريك شده).
و در حديثى ديگر است كه هر گاه ببينى مردى را كه مضايقه ندارد از اينكه هر چه بگويد و هر چه در حق او بگويند،بدانيد كه او ولد الزنا است،يا به شراكت شيطان هم رسيده». [١]
و نيز از آن جناب مروى است كه:«از جملۀ بدان و اشرار بندگان خدا كسى است كه:
مردم به جهت فحش گفتن او از همنشينى او كراهت داشته باشند». [٢]
و مروى است از آن حضرت كه:«دشنام دادن به مؤمن،فسق است.و كشتن او كفر است.و غيبت او معصيت است.و حرمت مال او مثل حرمت خون اوست». [٣]
و فرمود كه:«بدترين مردم نزد خدا-در روز قيامت-كسانى هستند كه مردم آنها را اكرام و احترام كنند از بيم شرّ ايشان». [٤]
و حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-فرمودند كه:«از جمله علامات شراكت شيطان در نطفۀ آدمى،-كه هيچ تشكيكى در آن نيست-اين است كه:آدمى فحّاش باشد و باكى نداشته باشد از آنچه بگويد و از آنچه به او بگويند». [٥]
و نيز آن حضرت فرمودند كه:«هر كه مردم از زبان او بترسند،او در آتش خواهد بود». [٦]«و دشمنترين مخلوقات خدا در نزد خدا بندهاى است كه مردم از زبان او حذر نمايند».
و از حضرت كاظم-عليه السّلام-پرسيدند از حال دو نفر كه يكديگر را دشنام مىدادند فرمودند كه:«هر كدام ابتداى به دشنام كردهاند ظالمترند و گناه هر دو بر اوست،مادامى كه آن ديگرى تعدى و زيادهروى به او نكند». [٧]
و مخفى نماند كه حقيقت فحش،عبارت است از:اظهار كردن امور قبيحه به الفاظ صريحه.و بيشتر اوقات در الفاظ مجامعت و آلات جماع و آنچه از اين قبيل است يافت مىشود.و ارباب فساد و بىشرمان را عبارات فاحشۀ چند است كه ذكر مىكنند آنها را،و اهل شرافت و صاحبان نفوس طيّبه متعرّض آنها نمىشوند.بلكه اگر هم ذكر آنها ضرورى شود به كنايه و رمز بيان مىنمايند.
[١] كافى،ج ٢،ص ٣٢٣،ح ٢.
[٢] كافى،ج ٢،ص ٣٢٥،ح ٨.
[٣] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ١٥٠،ح ١٦.
[٤] كافى،ج ٢،ص ٣٢٧.
[٥] كافى،ج ٢،ص ٣٢٣،ح ١.
[٦] كافى،ج ٢،ص ٣٢٧،ح ٣.
[٧] كافى،ج ٢،ص ٣٦٠،ح ٤.