معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٨٢ - توكّل بر خدا و فضيلت آن
و از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«پروردگار عالم به داود پيغمبر وحى فرستاد كه:هيچ بندهاى از بندگان من دست به دامن من نزد و دست از مخلوقات برنداشت كه بشناسم كه نيّت آن بر اين است كه همه آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست به او مكرر و كيد كنند مگر اينكه از ميان آنها او را به سلامت بيرون مىبرم و راه بيرون شدن به او مىنمايم». [١]
و نيز از آن حضرت مروى است كه:«هر كه را سه چيز عطا كردند سه چيز از او باز نگرفتند:كسى را كه دعا عطا كردند اجابت هم دادند.و كسى را كه شكر عطا نمودند او را زيادتى دادند.و كسى را كه توكّل عطا فرمودند امر او را كفايت كردند خداى -تعالى-فرموده است:« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ».يعنى:«هر كه بر خدا توكّل كند خدا او را كافى است».و فرموده است:« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ».يعنى:«اگر شكر كنيد نعمت شما را زياد مىكنم».و فرمود است:« اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ».يعنى:«مرا بخوانيد تا من شما را اجابت كنم». [٢]
و نيز از آن حضرت منقول است كه:«هر بندهاى كه رو آورد به آنچه خدا دوست دارد خدا رو به او آورد.و هر كه طلب نگاهدارى از خدا كند خدا او را نگاهدارد.و كسى كه خدا رو به او آورد و او را نگاه دارد با كى از براى او نيست اگر آسمان بر زمين افتد يا بلايى نازل شود كه همۀ اهل زمين را فرو گيرد». [٣]
و نيز از آن جناب مروى است كه:«خداى-تعالى-فرمود:قسم به عزّت و جلال و مجد و ارتفاع مكان خودم كه قطع مىكنم اميد هر اميدوار به غير خودم را و او را در نزد مردم جامۀ خوارى و ذلّت مىپوشانم.و از درگاه خود او را دور مىكنم.آيا در رفع شدايد،چشم به غير من دارد و حال آنكه همه شدّتها در دست من است؟!و اميد به غير من دارد و در خانۀ غير مرا مىكوبد و حال آنكه كليد همه درها در كف من است؟! همۀ درها بسته است بجز در من،كه گشوده است از براى هر كه مرا بخواند.پس كيست كه در بلاها اميد به من داشته باشد و من او را به بلا واگذارم!آرزوهاى بندگان خود را در نزد خود محافظت مىكنم.پس راضى به محافظت من نيستند.آسمانهاى خود را مملوّ گردانيدهام از كسانى كه از تسبيح و تقديس من باز نمىايستند.و به ايشان فرمودهام كه:درها را ميان من و بندگان من نبندند.پس بندگان به قول من اعتماد نكردند.آيا كسى كه بلايى از بلاهاى من به او وارد شود نمىداند كه جز من كسى رفع آن را نمىتواند
[١] كافى،ج ٢،ص ٦٣،ح ١.
[٢] كافى،ج ٢،ص ٦٥،ح ٦.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٦٥،ح ٤.