معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٨٠ - توكّل بر خدا و فضيلت آن
افراد بندگان خود دارد.و اعتقاد به اينكه:بالاتر از قدرت او قدرتى نيست و فوق علم او علمى نه و عنايت و مهربانى از عنايت و مهربانى او افزونتر نيست.پس كسى كه اين اعتقاد را داشته باشد البتّه دل او اعتماد به خدا مىدارد و بس.و التفات به غيرى نمىكند، بلكه در امور خود ملتفت به خود نيز نيست.و كسى كه اين حالت را در خود نيابد يا يقين او سست است يا دل او ضعيف،و مرض جبن بر او مستولى است.و به سبب غلبه اوهام، مضطرب و لرزان است،زيرا نفس ضعيف به متابعت و هم،مضطرب مىشود اگر چه در يقين او قصورى نباشد.مثل اضطراب و تشويش او از خوابيدن با ميّت در قبر يا در خانه تنها يا در يك فراش با وجود اينكه يقين دارد كه:بدن او حال جمادى است كه هيچ ضررى از آن متمشّى نمىشود و نبايد از او ترسيد.و بسا باشد كه عسلى در نهايت صفا در نزد كسى مهيّا و آماده باشد ديگرى گويد:اين عسل به فضله فلان شخص شباهت دارد، يا به قى كرده فلان كس،پس كسى كه ضعيف النّفس باشد طبع او از آن عسل نفرت مىكند با وجود اينكه يقين دارد اين عسل است و مدخليّتى به فضله يا قى ندارد.
پس گاه است كسى اعتقاد او صحيح و كامل باشد و ليكن به جهت ضعف نفسى كه دارد توكّل او ناقص و در امور مضطرب مىگردد.
پس توكّل تمام نمىشود مگر به قوّت يقين و قوّت نفس هر دو.و به اين دو،سكون و اطمينان دل حاصل مىگردد.
و چون اين را دانستى بدان كه:توكّل يكى از منازل راهروان راه سعادت و يكى از مقامات اهل توحيد حضرت ربّ العزّة است و افضل درجات اهل ايمان.بلكه به مقتضاى آيات قرآنيّه از جمله واجبات بر مؤمنين و مؤمنات است.
چنان كه خداى-تعالى-مىفرمايد:« وَ عَلَى اللّٰهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ».يعنى:
«بر خدا توكّل نماييد اگر ايمان داريد». [١]
و مىفرمايد:« وَ عَلَى اللّٰهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ».يعنى:«و بايد بر خدا توكّل كنند توكّل كنندگان». [٢]
و نيز مىفرمايد:« إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ».يعنى:«خدا دوست دارد صاحبان توكّل را». [٣]
و ايضا فرموده:« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ».يعنى:«هر كه توكّل بر خدا كند خدا كفايت مىكند او را». [٤]
[١] مائده،(سورۀ ٥)،آيۀ ٢٣.
[٢] إبراهيم،(سورۀ ١٤)،آيۀ ١٢.
[٣] آل عمران،(سورۀ ٣)،آيۀ ١٥٩.
[٤] طلاق،(سورۀ ٦٥)،آيۀ ٣.