معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٤٢ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
غم زير دستان بخور زينهار
بترس از زبر دستى روزگار
لب خشك مظلوم را گو بخند
كه دندان ظالم بخواهند كند
در آثار پيشينيان رسيده كه:هيچ پادشاهى در بنى اسرائيل نبود مگر اينكه حكيمى دانشمند با او بود و صحيفهاى در دست داشت كه بر آن نوشته بود كه:بر زيردستان رحم كن،و از مرگ بترس،و روز جزا را فراموش مكن.و هر وقت كه پادشاه غضبناك شد آن حكيم،صحيفه را به دست او دادى تا خواندى و غضب او ساكن شدى. [١]
دهم آنكه:متذكر گردى كه:شايد روزگار،روزى آن ضعيفى را كه تو بر او غضب مىكنى قوّت دهد و كار او بالا گيرد و بر تو زبر دست شود و در صدد انتقام و مكافات بر آيد.
لا تهين الفقير علّك ان
تركع يوما و الدهر قد رفعه
[١] يازدهم آنكه:بدانى كه:هر حليم و بردبارى غالب و قاهر،و در نظر اولى«البصائر» [٢]عزيز و محترم مىباشد.و هر غضبناك مضطرب الحالى پيوسته مغلوب،و در ديدهها بىوقع مىگردد.
تيغ حلم از تيغ آهن تيزتر
بل ز صد لشكر ظفر انگيزتر
دوازدهم آنكه:تصور كنى كه در وقت غضب،صورت تو چه نوع قبيح و متغير،و اعضاى تو متحرك و مضطرب،و كردارت از نظم طبيعى بيرون،و گفتارت غير مطابق قاعده و قانون مىشود.
و از جمله معالجات غضب آن است كه:آدمى در وقت هيجان،به خدا پناه برد از شر شيطان،و بگويد:«اعوذ بالله من الشيطان الرجيم».و اگر ايستاده باشد بنشيند،و اگر نشسته باشد بخوابد.و وضو گرفتن و غسل كردن با آب سرد از براى تسكين آتش غضب مفيدند.و اگر غضب بر كسى باشد كه قرابت رحم با يكديگر داشته باشند دست به بدن او گذارد غضب او ساكن مىگردد چنانچه در اخبار وارد شده. [٣]
فصل:حلم و كظم غيظ
بدان كه:ضد غضب،«حلم»است،كه عبارت است از:اطمينان نفس،به حيثى كه:قوۀ
[١] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٥٠.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٠٦.
[٢] صاحبان بينش و فهم.
[٣] رك:كافى،ج ٢،ص ٣٠٢،ح ٢.