معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٤٢ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
مقتضاى كرم و حكمت چيست!و معنى رجاى محمود كدام است!و نمىدانند كه آنچه ايشان دارند رجا نيست!بلكه حمق است.
همچنان كه سيّد رسل-صلّى اللّه عليه و آله-فرموده كه:«احمق كسى است كه نفس او پيروى هوا و هوس نمايد،و متابعت خواهشهاى خود كند،و با وجود اين،آرزو از خدا داشته باشد». [١]
رجا از عمل منفك نمىگردد،زيرا كسى كه به چيزى اميد داشته باشد،در طلب آن بر مىآيد.
و همچنان كه كسى در دنيا زن نگيرد و اميد اولاد داشته باشد احمق است،همچنين، كسى كه اميد رحمت از خدا داشته باشد،و عمل نكند احمق خواهد بود.
و اما اعتماد به كرم خداى-تعالى-،با وجود ارتكاب انواع معاصى و ملاهى،پس، بايد تأمّل نمود،كه خدا اگر چه كريم است،اما صادق القول نيز هست.و دروغ و فريب را در ساحت كبريايى او راه نيست.و در جميع كتب خود،گناهكاران را به عذاب اليم وعده داده و فرموده است:« وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ».يعنى:«هر كه به قدر ذرّهاى بدى كند،جزاى آن را خواهد ديد». [٢]
و ديگر فرموده است:« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسٰانِ إِلاّٰ مٰا سَعىٰ ».يعنى:«هيچ چيز از براى انسان نيست،مگر آنچه را در حقّ آن كرده است». [٣]
و مىفرمايد:« كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ».يعنى:«هر نفسى در گرو عملى است كه اندوخته است». [٤]
پس،اى جاهل مغرور!اگر خدا را در اين گفتارها-العياذ باللّه-كاذب مىدانى،پس در آنچه از كرم خود بيان نمود چرا اعتماد مىكنى؟!و اگر او را صادق مىدانى،چگونه با وجود اصرار بر معاصى،اميد آمرزش دارى؟!اى بيچاره ملاحظه كن به واسطه معاصى،قومى بىشمار را خدا در دنيا به انواع عذابها معذّب ساخته،و خلقى را به طوفان غرق كرد.و جماعتى را به صاعقه،هلاك ساخت.آتش بر طايفهاى بارانيد،و شهر گروهى را سرنگون ساخت.شمشير به دست حبيب خود داد،كه رحمة للعالمين بود،تا خلقى بىشمار را از دم تيغ آبدار گذرانيد.و زن و اطفال ايشان را به اسيرى داد.آيا نسبت به آنها كريم نبود؟!و همچنين بعضى معاصى را كشتن مقرّر فرموده.پس معلوم مىشود
[١] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٢٩٢.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٣٢٦.
[٢] زلزال،(سورۀ ٩٩)آيۀ ٨.
[٣] نجم،(سورۀ ٥٣)آيۀ ٣٩.
[٤] مدثر،(سورۀ ٧٤)آيۀ ٣٨.