معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٣٨ - مهلت دادن قرض دار
و سرّ آن اين است كه:در هر آنى مىتواند مطالبه آن را بكند و چون مطالبه نكند ثواب صدقه دارد.
و مخفى نماند كه مراد از قرضى كه ثواب آن رسيده است،قرض الحسنهاى است كه:از براى خدا باشد.اما قرضى كه به واسطۀ آن نفع دنيوى به صاحب مال مىرسد و غرض او نفع بردن است،ثوابى ندارد.
مهلت دادن قرض دار
ششم:مهلت دادن قرض دارى است كه نداشته باشد يا حلال كردن او.و اين عمل نيز فضيلت بسيار دارد،بلكه از جملۀ واجبات است.
حضرت صادق-عليه السّلام-مىفرمايد كه:«هر كه خواهد خدا سايۀ خود را بر سر او بيندازد در روزى كه هيچ سايهاى به غير از سايۀ او نباشد،مهلت دهد نادارى را،يا از حق خود بگذرد». [١]
و پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-در روزى فرمود كه:«كيست كه مىخواهد كه خداى -تعالى-او را از شعلۀ جهنم در سايۀ خود بدارد؟تا سه مرتبه.در هر مرتبه مردم عرض كردند كه:يا رسول الله!كيست فرمود:آن كسى است كه قرض دار خود را مهلت دهد، يا از حق خود بگذرد». [٢]
و فرمود كه:«روزى حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-بر منبر آمد و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و درود بر پيغمبر[پيغمبران]او فرستاد پس فرمود:ايها الناس! حاضران شما به غايبان برسانند كه:هر كه مهلت دهد قرض دار خود را كه نداشته باشد،از براى او در نزد خدا هر روز،ثواب صدقه مثل مال اوست،تا طلب خود را بگيرد». [٣]
و در اين خصوص اخبار بسيار است.پس بر اهل ايمان لازم است كه:چنانچه طلبى از كسى داشته باشند و او بر اداى آن قادر نباشد او را مهلت دهند.و بر او تنگگيرى ننمايند.نه چون اغنياى تنگ چشم اين زمان،كه اگر دينارى از فقيرى خواهند دنيا را بر او تنگ مىكنند.و شب و روز آن بيچاره را يكسان مىنمايند.و راه آمد و شد را بر او مىبندند.و در محافل و مجامع،زبان به غيبت او مىگشايند.و ايذا و اذيّت مىرسانند.و گاه باشد او را مضروب و مجروح مىكنند.و ذمۀ خود را چندين مقابل طلب خود به واسطۀ ديۀ جراحت،مشغول مىكنند.و به جهت گرفتن قليلى از مال خسيس دنيا،حرام بسيار را مرتكب مىشوند.
[١] من لا يحضره الفقيه،ج ٢،ص ٥٩،ح ١٧٠٣.
[٢] فروع كافى،ج ٤،ص ٣٥،ح ٢.
[٣] من لا يحضره الفقيه،ج ٢،ص ٥٨،ح ١٧٠١.و فروع كافى،ج ٤،ص ٣٥،ح ٤.