معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٦٦ - معالجۀ تفضيلى مرض غيبت
فصل سوّم:معالجه اجمالى مرض غيبت
بدان كه:از براى مرض غيبت كردن دو نوع معالجه است:يكى بر سبيل اجمال.و ديگرى تفصيل.
اما معالجه آن بر سبيل اجمال آن است كه:ديده بصيرت بگشايى و ساعتى در آيات قرآنيّه و احاديث متكثّره-كه در باب مذمت اين صفت خبيثه وارد شده-تتبّع نمايى.و از غضب حق-سبحانه و تعالى-و عذاب روز جزا ياد آورى.و بعد از آن، مفاسد دنيويّه آن را به نظر در آورى،زيرا گاه است كه:غيبت آن كسى را كه مىكنى به او برسد و اين منشأ بغض و عداوت او گردد و در مقام اهانت يا غيبت يا اذيت تو برآيد.و بسا باشد كه:امر به جائى منجر شود كه چاره آن نتوان كرد.پس از اينها تأمّل كنى كه اگر كسى غيبت تورا در نزد غير بكند چگونه آزرده و خشمناك خواهى شد.و مقتضاى شرف ذات و نجابت طبع آن است كه:راضى نباشى در حق غير،آنچه از براى خود نپسندى.و بعد از همه اينها متوجّه زبان خود باشى و مراقب احوال آن شوى كه آن را به غيبت نگشائى.و هر سخنى كه خواهى بگوئى ابتدا در آن تأمّل كنى اگر آن را متضمن غيبتى يافتى خود را از آن نگاهدارى تا عادت كنى.
معالجۀ تفصيلى مرض غيبت
و امّا معالجه تفصيلى آن،آن است كه:باعث و سبب غيبت كردن خود را پيدا كنى و سعى در قطع آن نمائى.و بيان اين مطلب،آن است كه:از براى غيبت كردن،اسبابى چند است:
اول:غضب،زيرا هرگاه از شخصى آزرده باشى و بر وى خشم گيرى و او حاضر نباشد،در اين وقت به مقتضاى طبع،زبان به مذمّت او مىگشائى تا به آن وسيله غيظ خود را فرو نشانى.
دوم:عداوت و كينه است،كه با كسى دشمنى داشته باشى و از راه عداوت بدى او را ذكر كنى.
سوم:حسد است،چنان كه مردم كسى را تعظيم و تكريم كنند يا او را ثنا و ستايش گويند و تو از راه حسد متحمّل آن نتوانى شد و به اين سبب مذمّت او كنى و عيوب او را ظاهر سازى.