معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٦٥ - آيات و اخبار وارده در حرمت و مذمت غيبت
برآيد.خارى را در چشم ديگران ملاحظه كند ولى شاخ درختى را در ديده خود برنخورد.
پس اى جان برادر!چون خواهى كه عيب ديگران را بگويى،اول عيوب خود را ياد كن و در صدد اصلاح آن برآى.
ياد آور،قول پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-را كه فرموده است:«خوشا به حال كسى كه مشغول عيب خود گردد و به عيوب مردم نپردازد». [١]
علاوه بر اين،هرگاه عيبى را كه ذكر مىكنى امرى باشد كه به اختيار او نباشد و از جانب حق-سبحانه و تعالى-باشد پس مذمت او بر آن غيبت في الحقيقه مذمت خالق او است،زيرا هر كه چيزى را مذمت مىكند سازنده او را مذمت كرده است.
شخصى به يكى از حكما گفت:«اى زشت صورت.گفت آفرين من با خودم نبود كه نيكو بيافرينم».
و از اعظم مفاسد غيبت،آن است كه:باعث آن مىشود كه اعمال خير آن كسى كه غيبت كرده در عوض آن غيبت،به نامه عمل آن شخصى كه غيبت او شده ثبت مىشود.
و گناهان اين،به ديوان اعمال او نقل مىشود.و چه احمق كسى باشد كه به واسطه يك سخن،در روز قيامت،و زر و وبال ديگرى را متحمّل گردد.
مروى است كه:«در روز قيامت بندهاى را به موقف عرصات حاضر سازند و نامه اعمال او را به دست او دهند،چون در آن نگرد از حسنات خود چيزى در آنجا نيابد، عرض كند كه:پروردگارا!اين نامه عمل من نيست!زيرا من از طاعات خويش هيچ در آن نمىبينم.خطاب رسد كه:اى بندۀ!پروردگار تو خطا و سهو نمىكند اعمال خير تو به غيبت مردم رفت.
و ديگرى را مىآورند و ديوان او را به دست او مىدهند در آنجا طاعات بسيار و عبادات بىشمار مشاهده مىكند،عرض مىكند كه:اين كتاب من نيست.اين اعمال از من به وجود نيامده.خطاب مىرسد كه:فلان شخص غيبت تورا كرد و اين طاعات اوست كه عوض به تو داده شده است». [٢]
پس عاقل بايد تأمّل كند كه:آن كسى را كه غيبت او مىكند اگر دوست و صديق اوست چه بىمروّتى و بىانصافى است كه زبان به غيبت او گشايد و بدى او را در نزد مردمان گويد.و اگر دشمن اوست چه بىعقلى و سفاهتى است كه كسى متحمّل و زر و وبال دشمن خود گردد،و اگر طاعتى اندوخته باشد به او دهد.
[١] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٢٢٩.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٢٥٩،ح ٥٣.