معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٩٢ - فضيلت شكر نعمت
خود را بلند كند رخسار بر آن نهد.پس حمد خدا را كند بر نعمتى كه بر او عطا فرموده است». [١]
و مخفى نماند كه:فايده شكر بر زبان،اظهار رضامندى از منعم خود است.و از اين جهت به آن امر شده است.و نيكان سلف چون به هم ملاقات مىكردند احوال يكديگر را مىپرسيدند.و غرض ايشان اين بود كه:اظهار شكر خدا بشود تا هر دو به اجرى برسند.
روزى حضرت نبوىّ-صلّى اللّه عليه و آله-به مردى فرمود:«چگونه صبح كردى؟ عرض كرد:به خير.دوباره سؤال كرد.باز چنين گفت.مرتبه سيّم همان سؤال فرمود، گفت:به خير،و حمد مىكنم خدا را.و شكر او را به جا مىآورم.حضرت فرمود:اين را از تو مىخواستم». [٢]
فصل:فضيلت شكر نعمت
شكر،افضل منازل اهل سعادت،و عمدۀ توشۀ مسافرين به عالم نور و بهجت است.
سبب دفع بلا،و باعث زيادتى نعماء است.و به اين جهت امر و ترغيب به آن شده است.
خداى-تعالى-در كتاب كريم خود فرموده:
« مٰا يَفْعَلُ اللّٰهُ بِعَذٰابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ ».يعنى:«چه مىكند خدا به عذاب شما اگر شكر او را كنيد و ايمان به او آوريد». [٣]
و مىفرمايد:« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ».يعنى:«اگر شكر كنيد نعمت شما را زياد مىكنم». [٤]
و از آنجا كه عمده مطالب نفسانيّه و نخبه مقامات راهروان سعادت است هر كسى را وصول به آن ميسّر نه.
و از اين جهت پادشاه عالم مىفرمايد:« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبٰادِيَ الشَّكُورُ ».يعنى:«و كم از بندگان من شكرگزارند». [٥]
و در شرف و فضيلت آن همين كافى است كه:يكى از صفات خداوند است.چنان كه فرموده:« وَ اللّٰهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ ».[١]و آن اوّل كلام اهل بهشت.و آخر سخن ايشان حمد و ثناى خداست.
[١] كافى،ج ٢،ص ٩٨،ح ٢٥.
[٢] محجة البيضاء،ج ٧،ص ١٤٨.و احياء العلوم،ج ٤،ص ٧٣.
[٣] نساء،(سورۀ ٤)،آيۀ ١٤٧.
[٤] إبراهيم،(سورۀ ١٤)،آيۀ ٧.
[٥] سبأ،(سورۀ ٣٤)آيۀ ١٣.