معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٩١ - كفران نعمت و شكر آن
اعضا و جوارح،كه از نعمتهاى الهى است در طاعات و عبادات او به كار برد و از استعمال آنها در عصيان او،احتراز واجب شمارد.حتّى اينكه از جملۀ شكر چشمها آن است كه:هر عيبى از مسلمى بيند نديده پندارد.و از جملۀ شكر گوشها آنكه:هر نقصى كه از مسلمى بشنود نشنيده انگارد،و امثال آنها.
و بعضى گفتهاند كه:هر كه چشم را در معصيت استعمال كند كفران نعمت ديگر را كه خورشيد باشد نيز كرده،زيرا بدون آن،ديدن ميسّر نيست.بلكه چون همۀ آنچه در دنيا موجود است بعضى به بعضى ديگر بسته و همه به يكديگر موقوف و مربوط است.
پس هر كه يك چيز را در معصيت الهى استعمال نمايد همۀ چيزها و نعمتهايى كه در دنيا خلق شده كفران كرده است.
و از آنچه مذكور شد معلوم شد كه:حقيقت شكر،مركّب از چهار امر است.و ليكن بسا باشد كه هر يك را نيز شكر گويند.
همچنان كه حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-فرمود كه:«شكر هر نعمتى اگر چه بزرگ باشد آن است كه:حمد خداى را كند». [١]
و فرمود كه:«شكر نعمتها،اجتناب از محرّمات است.و تمام شكر،گفتن الحمد للّه است». [٢]
و فرمود كه:«چون صبح و شام كنى ده مرتبه بگو:«اللّهم ما اصبحت بى من نعمة او عافية في دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك لك،لك الحمد و لك الشكر بها علىّ يا ربّ حتّى ترضى و بعد الرّضا».و در شام به جاى«اصبحت»،«امسيت»بگويد.پس چون اين را بگويى شكر نعمتهاى آن روز و آن شب را كرده خواهى بود». [٣]
و در روايتى وارد شده است كه:«حضرت نوح-عليه السّلام-در هر صبحى اين ذكر را مىكرد.به اين جهت او را خداى-تعالى-بنده شكور ناميده». [٤]
و نيز از آن حضرت مروى است كه:«هرگاه يكى از شما متذكّر نعمت خدا گردد پس رخسار خود را بر خاك گذارد،شكر خدا را كرده است.و اگر سوار باشد فرود آيد و رخسار خود را بر خاك گذارد.و اگر نتواند فرود آيد از آنجا كه ترسد مردم ببينند و باعث خود نمايى شود رخسار خود را بر«قرپوس» [٥] زين گذارد.و اگر نتواند،كف دست
[١] كافى،ج ٢،ص ٩٥،ح ١١.
[٢] كافى،ج ٢،ص ٩٥،ح ١٠.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٩٩،ح ٢٨.
[٤] كافى،ج ٢،ص ٩٩،ح ٢٩.
[٥] كوهۀ زين.