معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٤٦ - قدرتنمايى حق در خلقت انسان
دور و آن را صيقل دهد.و به اين سبب است كه حيوانات خرد مانند مگس و پشه على الاتصال دستهاى خود را به حدقه مىزنند.و اين قدر قليلى است از عجايب صنع خدا در آن،و چنانچه اولين و آخرين جمع شوند كه احاطه به جميع عجايب ظاهريه و باطنيۀ آن كنند عاجز مىگردند.
و اما زنبور:تفكر كن كه چگونه خداوند حكيم از آب دهان آن موم و عسل را آفريد كه يكى نور و ضياء،و ديگرى مرهم و شفاست.و آن را تعليم كرد تا از گلها و شكوفهها غذاى خود را بردارد و از نجاسات و كثافات اجتناب نمايد.و از براى ايشان پادشاهى قرار داد و هيئت آن را از ديگران ممتاز كرد و همه را مطيع و منقاد امر و نهى آن گردانيد.و آن را عدل و سياست آموخت و خير خواه همه گردانيد تا يكى را بر در خانه گماشت كه هر كدام كه نجس باشد منع كند و بكشد.و به آن وحى نمود كه در بلنديها و كوهها و درختها از موم خانه سازد تا از آفات محفوظ باشند.
و نظر كن در كيفيت بناى خانههاى ايشان كه همه را به شكل مسدّس مىسازند،زيرا اگر«مستدير» [١]ساختندى در بيرون خانهها خلل و فرج«مهمل» [٢]ماندى.و اگر مربع بنا كردندى زواياى آن در اندرون خالى بودى،پس شكل مسدّس را اختيار كردند كه هيچ موضعى از مواضع خارجه و داخلۀ آن ضايع نماند«فسبحان من خالق خبير و حكيم لطيف و بصير».
قدرت نمائى حق در خلقت انسان
و اما انسان:پس اين خود ظاهر است كه:اول او قطرۀ آبى بود گنديده كه در تمام اجزاى بدن مستغرق بود و خداوند حكيم از حكمت بالغه محبتى ميان مرد و زن قرار داد،و به كمند شهوت ايشان را به جانب مجامعت كشيد تا به حركت«وقاعيّه» [٣]نطفه از مواضع مستغرقه،مستخرج شود.و آلت رجوليت را قوه دفع،و رحم زن را قوه جذب عطا كرد تا نطفه مرد را به جانب خود جذب نمود و با منى زن ممزوج شده و در رحم قرار گرفت.
و گاه باشد كه:مزاج زن را قوتى تام،قريب به قوت ذكوريت بوده،مزاج جگرش را حرارتى كامل باشد،و منى كه از كليۀ راست جدا شود حرارت آن اشد از آنچه از كليۀ چپ منفصل مىشود بوده باشد،به نوعى كه آثار نطفه مرد از آن به ظهور رسد،و قائم
[١] گرد و دايره مانند.
[٢] بيهوده و بيكار.
[٣] مؤنث وقاع:همبستر شدن.