معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٨١ - فضيلت و شرافت فقر و فقرا
داشتند و از مال دنيا گريزان بودند،-همچنان كه از اخبار مستفاد مىشود-. [١]پس بايد مرتبه ايشان نازلتر از مرتبه فقير مستغنى باشد.و دل ايشان مشغول باشد.جواب گوييم كه:از اخبار بيش از اين برنمىآيد كه:ايشان از مال دنيا نفرت و كناره مىكردند،نه اينكه عداوت و بغض به آن داشتند و دل ايشان مشغول بوده به كراهت آن.مانند كسى كه به قدر تشنگى آب از نهر بياشامد و بقيه را اعتنا نكند.و بر فرض اظهار كراهت و تنفّر از دنيا و مال،به جهت تنبّه ساير مردمان بوده،همچنان كه مىبينيم:پدر،از لب حوض به كنار مىجهد تا طفل او بترسد و حذر كند.و افسونگر در برابر اولاد خود از مار فرار مىكند كه آنها نيز بترسند.نه اينكه خود از مار خوفى داشته باشد.و مخفى نماند كه:
بعضى از اين اقسامى كه از براى فقر ذكر كرديم ممدوح،و بعضى مذموم است.و اختلاف اخبارى كه در خصوص فقر رسيده كه در بعضى مدح آن شده و در بعضى ذم آن،به جهت اختلاف اقسام آن است.
فصل:فضيلت و شرافت فقر و فقرا
اقسام فقر،اگر چه-همچنان كه-دانستى مختلفاند و ليكن صفت فقر،«فى نفسه» نسبت به غنا افضل است.و اخبار در ستايش آن بسيار است.
حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«بهترين اين امت،فقراى ايشاناند». [٢]
و فرمود:«پروردگارا!مرا زندگانى و مردن درويشان ده.و در زمرۀ ايشان مرا محشور گردان». [٣]
و فرمود كه:«زينت فقر از براى مؤمن بيشتر است از لجام از براى اسب». [٤]
يعنى همچنان كه لجام،اسب را از ورطههاى هلاكت نگاه مىدارد،فقر نيز مؤمن را از آن بهتر از فساد محافظت مىكند.
«شخصى از حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-از فقر سؤال كرد.حضرت فرمود:
خزينهاى است از خزاين خدا.بار دوم بپرسيد.فرمود:كرامتى است از خدا.بار سوم باز پرسيد.فرمود:چيزى است كه:نمىدهد خدا آن را مگر به پيغمبر مرسل،يا مؤمنى كه در نزد خدا كريم باشد». [٥]
[١] رك:ميزان الحكمة،ج ٧،ص ٥٠٦.
[٢] اتحاف السادة المتقين،ج ٩،ص ٢٧٥.
[٣] كنز العمال،ج ٦،ص ٤٧٠،خ ١٦٥٩٢.
[٤] كافى،ج ٢،ص ٢٦٥،ح ٢٢.
[٥] بحار الأنوار،ج ٧٢،ص ٤٧،ح ٥٨.