معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٧٧ - شمّهاى از آداب روزه
سير نمىگردد». [١]
يازدهم:از حول و قوّه خود برىء شود و چشم رضا و خوبى خود را نبيند.پس هرگاه به آيهاى رسد كه:مشتمل بر وعد و مدح نيكان باشد خود را از زمرۀ ايشان نبيند.
و از اهل آن وعده نشمارد،بلكه اهل صدق و يقين را از اهل آن وعده شمارد.و شوق نمايد كه:خدا او را به ايشان محلق سازد.و چون به آيهاى رسد كه:مشتمل بر مذمّت گناهكاران و مقصّرين باشد خود را به نظر در آورد و چنان تصوّر نمايد كه خود مخاطب به اين آيه است.
و به اين،اشاره فرموده است حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-كه در وصف متّقين مىفرمايد كه:«چون به آيهاى رسيدند كه مشتمل است بر تهديد و تخويف، گوشهاى دل خود را بر آن مىدارند و چنان پندارند كه صداى فرياد غرّيدن جهنّم به گوشهاى ايشان مىرسد». [٢]
مقصد پنجم:شمّهاى از آداب روزه
بدان كه:ثواب روزه بسيار،و اجر آن بىشمار است.و آيات و اخبار در فضيلت آن خارج از حدّ احصا،و بيرون از حيّز اظهار و تذكار است.و همۀ آنها در كتب احاديث مذكور،و در السنه و افواه مشهور است.و احتياج به ذكر آنها در اين مقام نيست.بلكه در اينجا اشاره به بعضى از آداب باطنيّه و ظاهريّه روزه مىشود.
و بدان كه:سزاوار روزه دار آن است كه:چشم خود را بپوشاند از هر چه نظر كردن بر آن حرام يا مكروه است و يا دل او را از ياد خدا مشغول مىسازد.و محافظت نمايد زبان خود را از جميع آفات و معاصى متعلّقه به زبان،-كه بسيارى از آنها در اين كتاب مذكور شد-.و گوش خود را نگاهدارد از هر چه شنيدن آن حرام يا مكروه است.و شكم خود را باز دارد از غذاهاى حرام و شبههناك.و همچنين ساير اعضا و جوارح خود را از محرّمات و مكروهات متعلّقه به آنها محافظت نمايد.و همچنين سزاوار آن است كه:در هنگام افطار،از حلال،اين قدر چيزى بخورد كه:«كلّ»بر معدۀ او نباشد،زيرا سرّ امر روزه داشتن آن است كه:قوّه شهويّه،مقهور و ضعيف شود و تسلّط شيطان لعين كمتر گردد تا نفس قدسى از درجه بهيميّت،ترقّى نموده مشتبه به ملائكه گردد.و در آن آثار تجرّد و روحانيّت حاصل شود.و هرگاه كسى آنچه چاشت نخورده و دو مقابل آن را در شام بخورد چگونه اين مطلب دست مىدهد؟!به خصوص همچنان كه عادت اكثر
[١] محجة البيضاء،ج ٢،ص ٢٤٨.و احياء العلوم،ج ١،ص ٢٥٦.
[٢] نهج البلاغه فيض الاسلام خطبۀ ١٨٤ ص ٦١٣.