معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٩١ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
منصب است،به ايشان مىرسانيم در دنيا پاداش سعيهاى ايشان را.و ايشاناند كه نيست در آخرت از براى ايشان مگر آتش». [١]
و از آفتاب فلك سرورى،و والى ولايت پيغمبرى مروى است كه:«دوستى جاه و مال،نفاق را در دل مىروياند چنانكه آب،گياه را مىروياند». [٢]
و نيز از آن سرور منقول است كه:«دو گرگ درنده در جايگاه گوسفندان رها كرده باشند اين قدر آن گوسفندان را فاسد نمىكند كه دوستى مال و جاه در دين مسلمان مىكند». [٣]
و نيز از آن جناب مروى است كه:«بس است مرد را از بدى،اينكه انگشتنماى مردم باشد». [٤]
از امام همام جعفر بن محمد الصادق-عليه السّلام-مروى است كه:«زنهار،حذر كنيد از اين رؤسايى كه رياست مىكنند،به خدا قسم كه آواز نعل در عقب كسى بلند نشد مگر اينكه هلاك شد و ديگران را هلاك ساخت». [٥]
و هم از آن حضرت مروى است كه:«ملعون است هر كه قبول رياست كند.و ملعون است كسى كه آن را به خاطر گذراند». [٦]
و فرمود:«آيا مرا چنان مىبينيد كه خوبان شما را از بدان شما نمىشناسم و امتياز نمىدهم؟بلى به خدا قسم كه مىشناسم،به درستى كه:بدان شما كسانى هستند كه دوست دارند در عقب ايشان كسى راه رود». [٧]
و مجملا در اين باب اخبار و آثار بسيار ورود يافته.و قطع نظر از آن،بر هر كه فى الجمله از شعور،نصيبى داشته باشد ظاهر است كه:امر رياست و منصب،مورث بسى مفاسد عظيمه و منتج بسيارى از خسارتهاى دنيويّه و اخرويّه است.هر طالب منصب و جاهى بجز ابتلاى دنيا و آخرت خود را طالب نيست.
در چهى انداخت او خود را كه من
در خور قعرش نمىيابم رسن
آنچه منصب مىكند با جاهلان
در فضيحت كى كند صد ارسلان
از زمان آدم تا اين دم،اكثر عداوتها و مخالفتها با انبيا و اوصيا باعثى جز حبّ جاه
[١] هود،(سورۀ ١١)،آيۀ ١٦-١٥.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٢٠٥.
[٣] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٤١.و مجمع الزوائد،ج ١٠،ص ٢٥١.
[٤] محجة البيضاء،ج ٦،ص ١٠٨.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٣٨.
[٥] كافى،ج ٢،ص ٢٩٧،ح ٣.
[٦] كافى،ج ٢،ص ٢٩٨،ح ٤
[٧] كافى،ج ٢،ص ٢٩٩،ح ٨.