معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٢٩ - اقسام الهام و وسوسه و علامات آنها
نورى تازه،و هر ساعت فيضى بىاندازه به آنجا مىرسد.
و لكن اگر دلها را لشكر شيطان مسخر نموده و مالك شد هر نوع تصرفى كه مىخواهند در آنجا مىكنند.و آن را به«اوديه» [١]وساوس مىافكنند.
و سرّ در اين آن است كه غالب ماده خلقت و قوه واهمه و غضبيه و شهويه كه در انسان موجود هستند و از سرهنگان و كارفرمايان مملكت بدناند از آتش است و شيطان نيز از آتش صرف مخلوق است،پس علاقه مناسبت ميان اين سه سرهنگ مملكت و ميان شيطان لعين مستحكم است.
و به جهت اين مناسبت و قرابت،اين سه را ميل به تسلّط شيطان بيشتر،و متابعت آن را راغبترند.به آسانى تن به اطاعت ديگرى در مىدهند.و به ملاحظۀ قرابت و نسبت، از اطراف و جوانب لشكر شيطان را راه مىدهند و راهنمائى ايشان مىكنند.
و از اين جهت است كه حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«شيطان جارى مجراى خون است در بدن آدمى،و از جميع راهها داخل مىشود». [٢]
و معذلك چون كه شيطان از آتش است و آتش به هر جا كه افتاد زود جاى خود را مىگشايد و به اندك مايهاى كه يافت در نهايت سرعت توالد و تناسل مىكند،و از اطراف و جوانب آن،آتشهاى ديگر پيدا مىشود،پس به مجرد اينكه اندك راهى در خانه دل يافت جاى خود را وسيع مىكند و متواتر و پىدرپى توالد و تناسل مىكند و هر نسلى از آن هم دفعتا نسلى ديگر از آن به هم مىرسد و همچنين إلى غير النهايه.
همچنان كه مشاهده مىشود هرگاه آدمى دل را به خيال فاسدى داد شعب و راهها به خيال او مىرسد.و از خيال معصيتى،فكر چندين معاصى ديگر متولد مىشود،و هرگز به جائى منتهى نمىشود.
و علاوه بر همه اينها آنكه هر يك از ملكات و اخلاق و حالات حكم درى دارد به خانه دل و راهى به مملكت نفس،پس آنچه از اخلاق فاضله و ملكات حسنه و حالات سنيّه است درى است كه ملائكه از آن داخل مىشوند.و هر صفت رذيله و خلق بدى راهى است كه شياطين از آن به ملك بدن مىآيند.
و دانستى كه اخلاق حسنه حكم وسط و ميان را دارند،و صفات رذيله حكم اطراف و جوانب را دارند.و ميان وسط هر چيزى يكى بيشتر نيست اما اطراف و جوانب بىحد و نهايتاند.
و همچنين هر يك از اخلاق حسنه راهى هستند به مقصود،و راه به هر منزلى يكى
[١] جمع وادى:درّه.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٤٢،و ج ٦٣،ص ٢٦٨،ح ١٥٤.