معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٨٤ - عدم منافات اسباب با توكّل
روزى حلال و محافظت نفس و اهل و عيال را از آنها خواسته است تا به واسطه آن متمكّن از عبادت و بندگى باشند.
بلى ايشان را امر فرموده كه:اعتماد و اطمينان ايشان به خدا باشد نه به اسباب.
همچنان كه تكليف فرموده است كه:در نجات از عذاب و وصول به ثواب،اعتماد بر اعمال خود نكنند،بلكه تكيه بر فضل و رحمت الهى نمايند.پس معنى توكّلى كه در شريعت مقدّسه امر به آن شده است خاطر جمعى است در جميع امور خود به خدا،و تحصيل اسباب،منافاتى با آن ندارد و بعد از آنكه اطمينان او به خدا باشد نه به اسباب، و احتمال دهد كه خدا مطلوب او را از جايى ديگر برساند نه از اين اسباب،و تجويز كند كه هيچ فايده بر اين اسباب مترتّب نگردد.
عدم منافات اسباب با توكّل
و مخفى نماند كه:اسبابى كه تحصيل و مزاولت آنها منافاتى با توكّل ندارد اسبابى است كه وصول به مطلوب يا دفع ضرر به واسطه آنها مقطوع يا مظنون باشد،و اكثر اوقات تخلّف واقع نشود.مانند دست دراز كردن به طعام از براى دهان گذاردن.و توشه برداشتن از براى سفر.و سرمايه اندوختن به جهت تجارت.و جماع از براى حصول اولاد.و اسلحه برداشتن به جهت حفظ از دشمن.و ذخيره نهادن،از براى حال اضطرار.
و مداوا نمودن،به جهت رفع مرض.و نشستن در خانه و امثال اينها.
و امّا پيروى اسبابى كه به محض توهّّم و احتمال هستند مثل بعضى افسونها و احتراز از فال بد و از كسى كه احتمال برود چشم او مؤثّر باشد و تدبيرات دقيقه كردن و مكرها انگيختن و امثال اينها پس منافى توكّل است،زيرا امثال اينها در نزد عقلا اسباب نيستند.و خدا امر به تحصيل آنها نفرموده.و نهى از بسيارى از آنها وارد شده.بلكه آنچه در طلب روزى امر به آن شده اجمال و سهل انگارى در طلب است.
حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«روح الأمين در دل من دميد كه:
هيچ نفسى نمىميرد تا روزى خود را نخورد.پس بپرهيزيد از خدا و در طلب روزى، اجمال كنيد،يعنى:فى الجمله سعى كنيد». [١]
و از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«بايد طلب كردن تو از براى معيشت،بالاتر از عمل شخص بيكار،و كمتر از طلب حريصى باشد كه به دنياى خود راضى و مطمئن گشته». [٢]
[١] جامع السعادات،ج ٣،ص ٢٢٧.
[٢] جامع السعادات،ج ٣،ص ٢٢٧.