معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٦٧ - حسد مايه ضرر دنيوى حاسد است نه محسود
محبت،خير و راحت و نعمت از براى كافّۀ اهل اسلام و ايمان از خيل پيغمبران و اولياء مفارقت مىكند.
حسد مايۀ ضرر دنيوى حاسد است نه محسود:
و اما اينكه:حسد باعث ضرر دنيوى حاسد مىگردد،پس به جهت آن است كه:
كسى كه مبتلا به اين صفت است پيوسته در حزن و الم،و هميشه در غصه و غم است، زيرا كه:نعمتهاى خدا به واسطه حسد تو از دشمنان تو قطع نخواهد شد.پس هر نعمتى كه خدا به او مىدهد بار غمى بر دل تو مىگذارد.و هر بلائى كه از او دفع مىشود همانا بر جان تو نازل مىگردد.پس على الدوام مغموم و محزون و تنگدل و پريشان خاطر است.و آنچه از براى دشمنان خود مىخواهى خود به جان خود مىخرى.و چه نادان كسى كه:دين و دنياى خود را فاسد كند،و خود را در معرض غضب پروردگار و مبتلا به آلام بسيار نمايد و اصلا فايده يا لذاتى از براى او نداشته باشد.
و اما اينكه:حسد كسى،نه ضرر دنيوى به محسود مىرساند و نه دينى،امرى است ظاهر،زيرا كه:هر چه فيّاض على الاطلاق،از براى بندگان خود مقدّر فرموده است از:
عزت و نعمت و كمال و حيات،مدتى از براى آن قرار داده است،و اگر جن و انس جمع شوند كه دقيقهاى پيش و پس نمايند نمىتوانند كرد.
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى
نبرّد رگى تا نخواهد خداى
نه تدبير تقدير او را مانع مىآيد،و نه حيله قضاى او را دافع.«لا مانع لما اعطاه و لا راد لما قضاه»آنچه او داد ديگر كسى نتواند گرفت.و آنچه او حكم كرد كسى نتواند رد كرد.
سير سپهر و دور قمر را چه اختيار
در گردشند بر حسب اختيار دوست
سرى كز تو گردد بلندى گراى
بافكندن كس نيفتد ز پاى
كسى را كه قهر تو از سر فكند
به پا مردى كس نگردد بلند
«لِكُلِّ أَجَلٍ كِتٰابٌ » .يعنى:«نهايت هر چيزى را وقتى است ثابت». [١]
«وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدٰارٍ» .يعنى:«و از براى هر چيزى در نزد او قدرى است معين». [٢]
و اگر به حسد حاسد،آن نعمت از كسى زايل شدى نعمتى در عالم بر كسى باقى
[١] رعد،(سورۀ ١٣)،آيۀ ٣٨.
[٢] رعد،(سورۀ ١٣)،آيۀ ٨.