معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٦٨ - حسد مايه ضرر دنيوى حاسد است نه محسود
نماندى،زيرا كسى نيست كه از براى او حاسدان بسيار نباشد.و حسود بيچاره را نيز البته حاسدين ديگر است.
پس اگر حسد و تدبير و چاره او ضررى به محسودان او رساند حسد حسودان او نيز نعمت او را زايل خواهد كرد.و حال اينكه از فكر خود غافل افتاده و نعمت خود را پايدار تصوّر كرده و شب و روز خود را به فكر محسود مىگذراند.
چون دانستى كه:به واسطه حسد كسى،نعمت از محسود زايل نمىشود،مىدانى كه:
حسد كسى مطلقا ضرر دنيوى به كسى نمىرساند.و گناهى بر محسود نيست تا ضرر اخروى به او عايد شود،بلكه از حسد حاسدين،نفع اخروى به او مىرسد.خصوصا اگر حسد او را بر اين بدارد كه غيبت او را كند.يا بهتان بر او زند،و سخنان ناحق در حق او گويد،و بديهاى او را ذكر كند،و به اين واسطه حسنات و طاعات خود را از ديوان عمل خود به دفتر اعمال او نقل كند،و وزر و گناه او را در نامه عمل خود ثبت كند.پس مفلس و تهيدست به بازار قيامت داخل شود،همچنان كه در دنيا هميشه محزون و غمناك بود.بلكه اگر به ديده تحقيق بنگرى هر لحظه نفع دنيوى حسود به محسود نيز مىرسد،زيرا كه:بالاترين مطالب مردم،بدى حال دشمنان و اندوه و تألّم ايشان است.
و حسود مسكين،هر دم به واسطه حسد به انواع الم قرين است.پس حسد،آدمى را به كام دل دشمنان مىكند.و مراد ايشان را بر مىآورد.پس هر حسودى في الحقيقه دشمن خود و دوست دشمنان است.و چنان كه كسى در آنچه مذكور شد تأمل نمايد و دشمن خود نباشد،البته سعى در ازاله صفت حسد از خود مىنمايد.
و اما عمل نافع از براى شفاى مرض حسد آن است كه:بر آثار و لوازم خير خواهى آن شخص،كه حسد بر او دارى مواظبت نمائى،و مصمّم گردى كه خود را بر خلاف مقتضاى حسد بدارى.پس چون از راه حسد تكبّر بر آن شخص بطلبى،تواضع از براى او كنى.و اگر غيبت و بدگوئى او را طالب باشى،خواهى نخواهى در مجامع و محافل زبان را به مدح و ثناى او بگشائى.و اگر از ديدن او تو را ملالت حاصل شود و نفس شوم، تو را بر عبوس و ترش روئى و درشت گوئى به او امر كند،خود را به خوش كلامى و شگفتهروئى با او بدارى.و اگر حسد،تو را از انعام و احسان با او منع كند،عطا و بذل را نسبت به او زياد كنى.و چون بر اين اعمال مداومت نمائى ملكۀ تو مىگردد و مادّه حسد از تو قطع مىشود.
علاوه بر اين،چون محسود تو را چنين يافت،دل او با تو صاف و پاك مىشود.و محبّت تو در دل او جاى گير مىشود.و آثار محبت او در خارج ظهور مىكند.و چون تو او را چنين يافتى به دل،او را دوست مىگردى.و شايبه حسد بالمرّه مرتفع مىگردد.